سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 224غزل شمارهٔ 224شاعر: سعدیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: ردهاندصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگلبنان پیرایه بر خود کردهاندبلبلان را در سماع آوردهاند22نقل کریںساقیان لاابالی در طوافهوش میخواران مجلس بردهاند33نقل کریںجرعهای خوردیم و کار از دست رفتتا چه بی هوشانه در می کردهاند44نقل کریںما به یک شربت چنین بیخود شدیمدیگران چندین قدح چون خوردهاند55نقل کریںآتش اندر پختگان افتاد و سوختخام طبعان همچنان افسردهاند66نقل کریںخیمه بیرون بر که فراشان بادفرش دیبا در چمن گستردهاند77نقل کریںزندگانی چیست مردن پیش دوستکاین گروه زندگان دل مردهاند88نقل کریںتا جهان بودست جَمّاشان گلاز سلحداران خار آزردهاند99نقل کریںعاشقان را کشته میبینند خلقبشنو از سعدی که جان پروردهاند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعیب جویانم حکایت پیش جانان گفتهاندمن خود این پیدا همیگویم که پنهان گفتهاندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 223اگلی نظماینان مگر ز رحمت محض آفریدهاند؟کآرام جان و انس دل و نور دیدهاندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 225◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعیب جویانم حکایت پیش جانان گفتهاندمن خود این پیدا همیگویم که پنهان گفتهاندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 223
اگلی نظماینان مگر ز رحمت محض آفریدهاند؟کآرام جان و انس دل و نور دیدهاندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 225