سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 221غزل شمارهٔ 221شاعر: سعدیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: انماندہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمجلس ما دگر امروز به بستان ماندعیش خلوت به تماشای گلستان ماند2نقل کریںمی حلالست کسی را که بود خانه بهشتخاصه از دست حریفی که به رضوان ماند3نقل کریںخط سبز و لب لعلت به چه ماننده کنیمن بگویم به لب چشمه حیوان ماند4نقل کریںتا سر زلف پریشان تو محبوب منستروزگارم به سر زلف پریشان ماند5نقل کریںچه کند کشته عشقت که نگوید غم دلتو مپندار که خون ریزی و پنهان ماند6نقل کریںهر که چون موم به خورشید رخت نرم نشدزینهار از دل سختش که به سندان ماند7نقل کریںنادر افتد که یکی دل به وصالت ندهدیا کسی در بلد کفر مسلمان ماند8نقل کریںتو که چون برق بخندی چه غمت دارد از آنکمن چنان زار بگریم که به باران ماند9نقل کریںطعنه بر حیرت سعدی نه به انصاف زدیکس چنین روی نبیند که نه حیران ماند10نقل کریںهر که با صورت و بالای تواش انسی نیستحیوانیست که بالاش به انسان ماند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدلم خیال تو را رهنمای میداندجز این طریق ندانم خدای میداندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 220اگلی نظمحُسن تو دایم بدین قرار نمانَدمست تو جاوید در خمار نمانَدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 222زمینہم وزن و قافیہ نظمیںهرکه مقصود و مُرادَش خور و خوابست از عُمْرحَیَوانیست که بالاش به انسان مانَدسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 82آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبتناز پیراستهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدلم خیال تو را رهنمای میداندجز این طریق ندانم خدای میداندسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 220
اگلی نظمحُسن تو دایم بدین قرار نمانَدمست تو جاوید در خمار نمانَدسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 222
هرکه مقصود و مُرادَش خور و خوابست از عُمْرحَیَوانیست که بالاش به انسان مانَدسعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 82