سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 135غزل شمارهٔ 135شاعر: سعدیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: اعتصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن را که میسر نشود صبر و قناعتباید که ببندد کمر خدمت و طاعت2نقل کریںچون دوست گرفتی چه غم از دشمن خونخوار؟گو بوق ملامت بزن و کوس شناعت3نقل کریںگر خود همه بیداد کند هیچ مگوییدتعذیب دلارام به از ذل شفاعت4نقل کریںاز هر چه تو گویی به قناعت بشکیبمامکان شکیب از تو محالست و قناعت5نقل کریںگر نسخه روی تو به بازار برآرندنقاش ببندد در دکان صناعت6نقل کریںجان بر کف دست آمده تا روی تو بیندخود شرم نمیآیدش از ننگ بضاعت7نقل کریںدریاب دمی صحبت یاری که دگربارچون رفت نیاید به کمند آن دم و ساعت8نقل کریںانصاف نباشد که من خسته رنجورپروانه او باشم و او شمع جماعت9نقل کریںلیکن چه توان کرد که قوت نتوان کردبا گردش ایام به بازوی شجاعت10نقل کریںدل در هوست خون شد و جان در طلبت سوختبا این همه سعدی خجل از ننگ بضاعت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدلی که دید که پیرامن خطر میگشت؟چو شمع زار و چو پروانه در به در میگشتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 134اگلی نظمای دیدنت آسایش و خندیدنت آفتگوی از همه خوبان بربودی به لطافتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 136آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانحمیدرضا محمدیسعیده تهرانینسبپزی ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدلی که دید که پیرامن خطر میگشت؟چو شمع زار و چو پروانه در به در میگشتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 134
اگلی نظمای دیدنت آسایش و خندیدنت آفتگوی از همه خوبان بربودی به لطافتسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 136