سعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 4 - گفتار اندر غنیمت شمردن جوانی پیش از پیریبخش 4 - گفتار اندر غنیمت شمردن جوانی پیش از پیریشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجوانا ره طاعت امروز گیرکه فردا جوانی نیاید ز پیر2نقل کریںفراغ دلت هست و نیروی تنچو میدان فراخ است گویی بزن3نقل کریںقضا روزگاری ز من در ربودکه هر روزی از وی شبی قدر بود4نقل کریںمن آن روز را قدر نشناختمبدانستم اکنون که در باختم5نقل کریںچه کوشش کند پیر خر زیر بار؟تو میرو که بر بادپایی سوار6نقل کریںشکسته قدح ور ببندند چستنیاورد خواهد بهای درست7نقل کریںکنون کاوفتادت به غفلت ز دستطریقی ندارد مگر باز بست8نقل کریںکه گفتت به جیحون در انداز تن؟چو افتاد، هم دست و پایی بزن9نقل کریںبه غفلت بدادی ز دست آب پاکچه چاره کنون جز تیمم به خاک؟10نقل کریںچو از چابکان در دویدن گرونبردی، هم افتان و خیزان برو11نقل کریںگر آن بادپایان برفتند تیزتو بی دست و پای از نشستن بخیز◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکهنسالی آمد به نزد طبیبز نالیدنش تا به مردن قریبسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 3 - حکایتاگلی نظمشبی خوابم اندر بیابان فیدفرو بست پای دویدن به قیدسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 5 - حکایت در معنی ادراک پیش از فوتآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکهنسالی آمد به نزد طبیبز نالیدنش تا به مردن قریبسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 3 - حکایت
اگلی نظمشبی خوابم اندر بیابان فیدفرو بست پای دویدن به قیدسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 5 - حکایت در معنی ادراک پیش از فوت