سعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 13 - نظر در اسباب وجود عالمبخش 13 - نظر در اسباب وجود عالمشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںسرشتهست بارئ شفا در عسلنه چندان که زور آورد با اجل22نقل کریںعسل خوش کند زندگان را مزاجولی درد مردن ندارد علاج33نقل کریںرمق ماندهای را که جان از بدنبرآمد، چه سود انگبین در دهن؟44نقل کریںیکی گرز پولاد بر مغز خوردکسی گفت صندل بمالش به درد55نقل کریںز پیش خطر تا توانی گریزولیکن مکن با قضا پنجه تیز66نقل کریںدرون تا بود قابل شرب و اکلبدن تازه روی است و پاکیزه شکل77نقل کریںخراب آنگه این خانه گردد تمامکه با هم نسازند طبع و طعام88نقل کریںطبایع تر و خشک و گرم است و سردمرکب از این چار طبع است مرد99نقل کریںیکی زین چو بر دیگری یافت دستترازوی عدل طبیعت شکست1010نقل کریںاگر باد سرد نفس نگذردتف معده جان در خروش آورد1111نقل کریںوگر دیگ معده نجوشد طعامتن نازنین را شود کار خام1212نقل کریںدر اینان نبندد دل، اهل شناختکه پیوسته با هم نخواهند ساخت1313نقل کریںتوانایی تن مدان از خورشکه لطف حقت میدهد پرورش1414نقل کریںبه حقش که گر دیده بر تیغ و کاردنهی، حق شکرش نخواهی گزارد1515نقل کریںچو رویی به طاعت نهی بر زمینخدا را ثناگوی و خود را مبین1616نقل کریںگدایی است تسبیح و ذکر و حضورگدا را نباید که باشد غرور1717نقل کریںگرفتم که خود خدمتی کردهاینه پیوسته اقطاع او خوردهای؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمفقیهی بر افتاده مستی گذشتبه مستوری خویش مغرور گشتسعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 12 - حکایتاگلی نظمنخست او ارادت به دل در نهادپس این بنده بر آستان سر نهادسعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 14 - در سابقهٔ حکم ازل و توفیق خیر◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمفقیهی بر افتاده مستی گذشتبه مستوری خویش مغرور گشتسعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 12 - حکایت
اگلی نظمنخست او ارادت به دل در نهادپس این بنده بر آستان سر نهادسعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 14 - در سابقهٔ حکم ازل و توفیق خیر