سعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 12 - حکایتبخش 12 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںفقیهی بر افتاده مستی گذشتبه مستوری خویش مغرور گشت2نقل کریںز نخوت بر او التفاتی نکردجوان سر برآورد کای پیرمرد3نقل کریںبرو شکر کن چون به نعمت دریکه محرومی آید ز مستکبری4نقل کریںیکی را که در بند بینی مخندمبادا که ناگه درافتی به بند5نقل کریںنه آخر در امکان تقدیر هستکه فردا چو من باشی افتاده مست؟6نقل کریںتو را آسمان خط به مسجد نوشتمزن طعنه بر دیگری در کنشت7نقل کریںببند ای مسلمان به شکرانه دستکه زنار مغ بر میانت نبست8نقل کریںنه خود میرود هر که جویان اوستبه عنفش کشان میبرد لطف دوست9نقل کریںنگر تا قضا از کجا سیر کردکه کوری بود تکیه بر غیر کرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمز ره باز پس ماندهای میگریستکه مسکین تر از من در این دشت کیست؟سعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 11 - حکایتاگلی نظمسرشتهست بارئ شفا در عسلنه چندان که زور آورد با اجلسعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 13 - نظر در اسباب وجود عالمآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمز ره باز پس ماندهای میگریستکه مسکین تر از من در این دشت کیست؟سعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 11 - حکایت
اگلی نظمسرشتهست بارئ شفا در عسلنه چندان که زور آورد با اجلسعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 13 - نظر در اسباب وجود عالم