سعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 20 - حکایت در معنی احتمال از دشمن از بهر دوستبخش 20 - حکایت در معنی احتمال از دشمن از بهر دوستشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیکی را چو سعدی دلی ساده بودکه با ساده رویی در افتاده بود2نقل کریںجفا بردی از دشمن سختگویز چوگان سختی بخستی چو گوی3نقل کریںز کس چین بر ابرو نینداختیز یاری به تندی نپرداختی4نقل کریںیکی گفتش آخر تو را ننگ نیست؟خبر زین همه سیلی و سنگ نیست؟5نقل کریںتن خویشتن سغبه دونان کنندز دشمن تحمل زبونان کنند6نقل کریںنشاید ز دشمن خطا درگذاشتکه گویند یارا و مردی نداشت7نقل کریںبدو گفت شیدای شوریده سرجوابی که شاید نبشتن به زر8نقل کریںدلم خانه یِ مهرِ یار است و بساز آن مینگنجد در او کین کس9نقل کریںچه خوش گفت بهلول فرخنده خویچو بگذشت بر عارفی جنگجوی10نقل کریںگر این مدعی دوست بشناختیبه پیکار دشمن نپرداختی11نقل کریںگر از هستی حق خبر داشتیهمه خلق را نیست پنداشتی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعزیزی در اقصای تبریز بودکه همواره بیدار و شب خیز بودسعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 19 - حکایت زاهد تبریزیاگلی نظمشنیدم که لقمان سیهفام بودنه تنپرور و نازکاندام بودسعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 21 - حکایتِ لقمانِ حکیمآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعزیزی در اقصای تبریز بودکه همواره بیدار و شب خیز بودسعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 19 - حکایت زاهد تبریزی
اگلی نظمشنیدم که لقمان سیهفام بودنه تنپرور و نازکاندام بودسعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 21 - حکایتِ لقمانِ حکیم