سعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 11 - موعظه و تنبیهبخش 11 - موعظه و تنبیهشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخبر داری ای استخوانی قفسکه جان تو مرغی است نامش نفس؟2نقل کریںچو مرغ از قفس رفت و بگسست قیددگر ره نگردد به سعی تو صید3نقل کریںنگه دار فرصت که عالم دمی استدمی پیش دانا به از عالمی است4نقل کریںسکندر که بر عالمی حکم داشتدر آن دم که بگذشت و عالم گذاشت5نقل کریںمیسر نبودش کز او عالمیستانند و مهلت دهندش دمی6نقل کریںبرفتند و هر کس درود آنچه کشتنماند به جز نام نیکو و زشت7نقل کریںچرا دل بر این کاروانگه نهیم؟که یاران برفتند و ما بر رهیم8نقل کریںپس از ما همین گل دمد بوستاننشینند با یکدگر دوستان9نقل کریںدل اندر دلارام دنیا مبندکه ننشست با کس که دل بر نکند10نقل کریںچو در خاکدان لحد خفت مردقیامت بیفشاند از موی گرد11نقل کریںسر از جیب غفلت برآور کنونکه فردا نماند به حسرت نگون12نقل کریںنه چون خواهی آمد به شیراز درسر و تن بشویی ز گرد سفر13نقل کریںپس ای خاکسار گنه عن قریبسفر کرد خواهی به شهری غریب14نقل کریںبران از دو سرچشمهٔ دیده جویور آلایشی داری از خود بشوی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشبی خفته بودم به عزم سفرپی کاروانی گرفتم سحرسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 10 - حکایتاگلی نظمز عهد پدر یادم آید همیکه باران رحمت بر او هر دمیسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 12 - حکایت در عالم طفولیتآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیبهزاد مهردادیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشبی خفته بودم به عزم سفرپی کاروانی گرفتم سحرسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 10 - حکایت
اگلی نظمز عهد پدر یادم آید همیکه باران رحمت بر او هر دمیسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 12 - حکایت در عالم طفولیت