سعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 12 - حکایت در عالم طفولیتبخش 12 - حکایت در عالم طفولیتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںز عهد پدر یادم آید همیکه باران رحمت بر او هر دمی2نقل کریںکه در طفلیم لوح و دفتر خریدز بهرم یکی خاتم زر خرید3نقل کریںبه در کرد ناگه یکی مشتریبه خرمایی از دستم انگشتری4نقل کریںچو نشناسد انگشتری طفل خردبه شیرینی از وی توانند برد5نقل کریںتو هم قیمت عمر نشناختیکه در عیش شیرین برانداختی6نقل کریںقیامت که نیکان بر اعلا رسندز قعر ثری بر ثریا رسند7نقل کریںتو را خود بماند سر از ننگ پیشکه گردت برآید عملهای خویش8نقل کریںبرادر، ز کار بدان شرم دارکه در روی نیکان شوی شرمسار9نقل کریںدر آن روز کز فعل پرسند و قولاولوالعزم را تن بلرزد ز هول10نقل کریںبه جایی که دهشت خورند انبیاتو عذر گنه را چه داری؟ بیا11نقل کریںزنانی که طاعت به رغبت برندز مردان ناپارسا بگذرند12نقل کریںتو را شرم ناید ز مردی خویشکه باشد زنان را قبول از تو بیش؟13نقل کریںزنان را به عذری معین که هستز طاعت بدارند گه گاه دست14نقل کریںتو بی عذر یک سو نشینی چو زنرو ای کم ز زن، لاف مردی مزن15نقل کریںمرا خود چه باشد زبان آوریچنین گفت شاه سخن عنصری:16نقل کریں«چو از راستی بگذری خم بودچه مردی بود کز زنی کم بود؟»17نقل کریںبه ناز و طرب نفس پرورده گیربه ایام دشمن قوی کرده گیر18نقل کریںیکی بچهٔ گرگ میپروریدچو پرورده شد خواجه بر هم درید19نقل کریںچو بر پهلوی جان سپردن بخفتزبان آوری در سرش رفت و گفت20نقل کریںتو دشمن چنین نازنین پروریندانی که ناچار زخمش خوری؟21نقل کریںنه ابلیس در حق ما طعنه زدکز اینان نیاید به جز کار بد؟22نقل کریںفغان از بدیها که در نفس ماستکه ترسم شود ظن ابلیس راست23نقل کریںچو ملعون پسند آمدش قهر ماخدایش بینداخت از بهر ما24نقل کریںکجا سر برآریم از این عار و ننگکه با او به صلحیم و با حق به جنگ25نقل کریںنظر دوست نادر کند سوی توچو در روی دشمن بود روی تو26نقل کریںگرت دوست باید کز او بر خورینباید که فرمان دشمن بری27نقل کریںروا دارد از دوست بیگانگیکه دشمن گزیند به همخانگی28نقل کریںندانی که کمتر نهد دوست پایچو بیند که دشمن بود در سرای؟29نقل کریںبه سیم سیه تا چه خواهی خریدکه خواهی دل از مهر یوسف برید؟30نقل کریںتو از دوست گر عاقلی بر مگردکه دشمن نیارد نگه در تو کرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخبر داری ای استخوانی قفسکه جان تو مرغی است نامش نفس؟سعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 11 - موعظه و تنبیهاگلی نظمیکی برد با پادشاهی ستیزبه دشمن سپردش که خونش بریزسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 13 - حکایتآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخبر داری ای استخوانی قفسکه جان تو مرغی است نامش نفس؟سعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 11 - موعظه و تنبیه
اگلی نظمیکی برد با پادشاهی ستیزبه دشمن سپردش که خونش بریزسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 13 - حکایت