سعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 18 - حکایت عابد و استخوان پوسیدهبخش 18 - حکایت عابد و استخوان پوسیدهشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشنیدم که یک بار در حلهایسخن گفت با عابدی کلهای2نقل کریںکه من فر فرماندهی داشتمبه سر بر کلاه مهی داشتم3نقل کریںسپهرم مدد کرد و نصرت وفاقگرفتم به بازوی دولت عراق4نقل کریںطمع کرده بودم که کرمان خورمکه ناگه بخوردند کرمان سرم5نقل کریںبکن پنبهٔ غفلت از گوش هوشکه از مردگان پندت آید به گوش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممگو جاهی از سلطنت بیش نیستکه ایمنتر از ملک درویش نیستسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 17 - صفت جمعیت اوقات درویشان راضیاگلی نظمنکوکار مردم نباشد بدشنورزد کسی بد که نیک افتدشسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 19 - گفتار اندر نکوکاری و بدکاری و عاقبت آنهاآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممگو جاهی از سلطنت بیش نیستکه ایمنتر از ملک درویش نیستسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 17 - صفت جمعیت اوقات درویشان راضی
اگلی نظمنکوکار مردم نباشد بدشنورزد کسی بد که نیک افتدشسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 19 - گفتار اندر نکوکاری و بدکاری و عاقبت آنها