صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »بوستان
  3. »باب ششم در قناعت
  4. »بخش 11 - حکایت مرد کوته نظر و زن عالی همت

بخش 11 - حکایت مرد کوته نظر و زن عالی همت

شاعر: سعدی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11
یکی طفل دندان برآورده بود
پدر سر به فکرت فرو برده بود
22
که من نان و برگ از کجا آرمش؟
مروت نباشد که بگذارمش
33
چو بیچاره گفت این سخن، نزد جفت
نگر تا زن او را چه مردانه گفت:
44
مخور هول ابلیس تا جان دهد
همان کس که دندان دهد نان دهد
55
تواناست آخر خداوند روز
که روزی رساند، تو چندین مسوز
66
نگارندهٔ کودک اندر شکم
نویسنده عمر و روزی است هم
77
خداوندگاری که عبدی خرید
بدارد، فکیف آن که عبد آفرید
88
تو را نیست این تکیه بر کردگار
که مملوک را بر خداوندگار
99
شنیدی که در روزگار قدیم
شدی سنگ در دست ابدال سیم
1010
نپنداری این قول معقول نیست
چو قانع شدی سیم و سنگت یکی است
1111
چو طفل اندرون دارد از حرص پاک
چه مشتی زرش پیش همت چه خاک
1212
خبر ده به درویش سلطان‌پرست
که سلطان ز درویش مسکین‌ترست
1313
گدا را کند یک درم سیم سیر
فریدون به ملک عجم نیم سیر
1414
نگهبانی ملک و دولت بلاست
گدا پادشاه است و نامش گداست
1515
گدایی که بر خاطرش بند نیست
به از پادشاهی که خرسند نیست
1616
بخسبند خوش روستایی و جفت
به ذوقی که سلطان در ایوان نخفت
1717
اگر پادشاه است و گر پینه‌دوز
چو خفتند گردد شب هر دو روز
1818
چو سیلابِ خواب آمد و مرد برد
چه بر تخت سلطان، چه بر دشت کرد
1919
چو بینی توانگر سر از کبر مست
برو شکر یزدان کن ای تنگدست
2020
نداری بحمدالله آن دسترس
که برخیزد از دستت آزار کس
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یکی گربه در خانهٔ زال بود

که برگشته ایام و بدحال بود

سعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 10 - حکایت

اگلی نظم

شنیدم که صاحبدلی نیکمرد

یکی خانه بر قامت خویش کرد

سعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 12 - حکایت

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00