سعدی»بوستان»باب دهم در مناجات و ختم کتاب»بخش 3 - حکایت بت پرست نیازمندبخش 3 - حکایت بت پرست نیازمندشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمُغی در به روی از جهان بستهبودبتی را به خدمت میان بستهبود22نقل کریںپس از چندسال آن نکوهیدهکیشقضا حالتی صعبش آورد پیش33نقل کریںبه پای بت اندر به امّید خیربغلتید بیچاره بر خاک دِیر44نقل کریںکه درماندهام، دست گیر ای صنم!به جان آمدم، رحمکن بر تنم55نقل کریںبزارید در خدمتش بارهاکه هیچش بهسامان نشد کارها66نقل کریںبتی چون برآرد مهمّات کسکه نتْوانْد از خود براندن مگس؟77نقل کریںبرآشفت کای پایبند ضَلالبه باطل پرستیدمت چندسال88نقل کریںمهمّی که درپیشدارم، برآرو گر نه، بخواهم ز پروردگار99نقل کریںهنوز از بت، آلوده رویش به خاککه کامش برآورد یزدان پاک1010نقل کریںحقایق شناسی در این خیرهشدسر وقت صافی بر او تیرهشد1111نقل کریںکه سرگشتهای دون یزدانپرستهنوزش سر از خمر بتخانه مست1212نقل کریںدل از کفر و دست از خیانت نشسُتخدایش برآورد کامی که جُست1313نقل کریںفرو رفت خاطر در اینمشکلشکه پیغامی آمد به گوش دلش1414نقل کریںکه پیش صنم پیر ناقصعَقولبسی گفت و قولش نیامد قبول1515نقل کریںگر از درگه ما شود نیز ردپس آنگه چه فرق از صنم تا صمد؟1616نقل کریںدل اندر صمد باید ای دوست بستکه عاجزتر اند از صنم، هر که هست1717نقل کریںمُحال است اگر سر بر این در نَهیکه باز آیدت دست حاجت تَهی1818نقل کریںخدایا مقصّر به کار آمدیمتهیدست و امّیدوار آمدیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسیه چَردهای را کسی زشت خواندجوابی بگفتش که حیران بماندسعدی»بوستان»باب دهم در مناجات و ختم کتاب»بخش 2 - حکایتاگلی نظمشنیدم که مستی ز تاب نبیدبه مقصورهٔ مسجدی در دویدسعدی»بوستان»باب دهم در مناجات و ختم کتاب»بخش 4 - حکایت◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسیه چَردهای را کسی زشت خواندجوابی بگفتش که حیران بماندسعدی»بوستان»باب دهم در مناجات و ختم کتاب»بخش 2 - حکایت
اگلی نظمشنیدم که مستی ز تاب نبیدبه مقصورهٔ مسجدی در دویدسعدی»بوستان»باب دهم در مناجات و ختم کتاب»بخش 4 - حکایت