سعدی»بوستان»باب دهم در مناجات و ختم کتاب»بخش 4 - حکایتبخش 4 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشنیدم که مستی ز تاب نبیدبه مقصورهٔ مسجدی در دوید2نقل کریںبنالید بر آستان کرمکه یارب به فردوس اعلی برم3نقل کریںمؤذن گریبان گرفتش که هینسگ و مسجد! ای فارغ از عقل و دین4نقل کریںچه شایسته کردی که خواهی بهشت؟نمیزیبدت ناز با روی زشت5نقل کریںبگفت این سخن پیر و بگریست مستکه مستم بدار از من ای خواجه دست6نقل کریںعجب داری از لطف پروردگارکه باشد گنهکاری امیدوار؟7نقل کریںتو را مینگویم که عذرم پذیردر توبه باز است و حق دستگیر8نقل کریںهمی شرم دارم ز لطف کریمکه خوانم گنه پیش عفوش عظیم9نقل کریںکسی را که پیری در آرد ز پایچو دستش نگیری نخیزد ز جای10نقل کریںمن آنم ز پای اندر افتاده پیرخدایا به فضل خودم دست گیر11نقل کریںنگویم بزرگی و جاهم ببخشفروماندگی و گناهم ببخش12نقل کریںاگر یاری اندک زلل داندمبه نابخردی شهره گرداندم13نقل کریںتو بینا و ما خائف از یکدگرکه تو پرده پوشی و ما پرده در14نقل کریںبرآورده مردم ز بیرون خروشتو با بنده در پرده و پرده پوش15نقل کریںبه نادانی ار بندگان سرکشندخداوندگاران قلم در کشند16نقل کریںاگر جرم بخشی به مقدار جودنماند گنهکاری اندر وجود17نقل کریںوگر خشم گیری به قدر گناهبه دوزخ فرست و ترازو مخواه18نقل کریںگرم دست گیری به جایی رسموگر بفکنی بر نگیرد کسم19نقل کریںکه زور آورد گر تو یاری دهی؟که گیرد چو تو رستگاری دهی؟20نقل کریںدو خواهند بودن به محشر فریقندانم کدامین دهندم طریق21نقل کریںعجب گر بود راهم از دست راستکه از دست من جز کجی برنخاست22نقل کریںدلم میدهد وقت وقت این امیدکه حق شرم دارد ز موی سپید23نقل کریںعجب دارم ار شرم دارد ز منکه شرمم نمیآید از خویشتن24نقل کریںنه یوسف که چندان بلا دید و بندچو حکمش روان گشت و قدرش بلند25نقل کریںگنه عفو کرد آل یعقوب را؟که معنی بود صورت خوب را26نقل کریںبه کردار بدشان مقید نکردبضاعات مزجاتشان رد نکرد27نقل کریںز لطفت همین چشم داریم نیزبر این بیبضاعت ببخش ای عزیز28نقل کریںکس از من سیه نامه تر دیده نیستکه هیچم فعال پسندیده نیست29نقل کریںجز این کاعتمادم به یاری تستامیدم به آمرزگاری تست30نقل کریںبضاعت نیاوردم الا امیدخدایا ز عفوم مکن ناامید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممُغی در به روی از جهان بستهبودبتی را به خدمت میان بستهبودسعدی»بوستان»باب دهم در مناجات و ختم کتاب»بخش 3 - حکایت بت پرست نیازمندآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممُغی در به روی از جهان بستهبودبتی را به خدمت میان بستهبودسعدی»بوستان»باب دهم در مناجات و ختم کتاب»بخش 3 - حکایت بت پرست نیازمند