سعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 14 - حکایتبخش 14 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشبی دود خلق آتشی برفروختشنیدم که بغداد نیمی بسوخت2نقل کریںیکی شکر گفت اندران خاک و دودکه دکان ما را گزندی نبود3نقل کریںجهاندیدهای گفتش ای بوالهوستو را خود غم خویشتن بود و بس؟4نقل کریںپسندی که شهری بسوزد به ناراگر چه سرایت بود بر کنار؟5نقل کریںبه جز سنگدل ناکُنَد معده تنگچو بیند کسان بر شکم بسته سنگ6نقل کریںتوانگر خود آن لقمه چون میخورد؟چو بیند که درویش خون میخورد؟7نقل کریںمگو تندرست است رنجوردارکه میپیچد از غصه رنجوروار8نقل کریںتنکدل چو یاران به منزل رسندنخسبد که واماندگان از پسند9نقل کریںدل پادشاهان شود بارکشچو بینند در گل خر خارکش10نقل کریںاگر در سرای سعادت کس استز گفتار سعدیش حرفی بس است11نقل کریںهمینت بسندهست اگر بشنویکه گر خار کاری سمن ندروی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچنان قَحط سالی شد اندر دمشقکه یاران فراموش کردند عشقسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 13 - حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال تواناییاگلی نظمخبرداری از خسروان عجمکه کردند بر زیردستان ستم؟سعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 15 - اندر معنی عدل و ظلم و ثمرهٔ آنآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچنان قَحط سالی شد اندر دمشقکه یاران فراموش کردند عشقسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 13 - حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال توانایی
اگلی نظمخبرداری از خسروان عجمکه کردند بر زیردستان ستم؟سعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 15 - اندر معنی عدل و ظلم و ثمرهٔ آن