سعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 4 - حکایت اندر معنی شکر منعمبخش 4 - حکایت اندر معنی شکر منعمشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںملک زادهای ز اسب ادهم فتادبه گردن درش مهره بر هم فتاد2نقل کریںچو پیلش فرو رفت گردن به تننگشتی سرش تا نگشتی بدن3نقل کریںپزشکان بماندند حیران در اینمگر فیلسوفی ز یونان زمین4نقل کریںسرش باز پیچید و رگ راست شدوگر وی نبودی زمن خواست شد5نقل کریںدگر نوبت آمد به نزدیک شاهبه عین عنایت نکردش نگاه6نقل کریںخردمند را سر فرو شد به شرمشنیدم که میرفت و میگفت نرم7نقل کریںاگر دی نپیچیدمی گردنشنپیچیدی امروز روی از منش8نقل کریںفرستاد تخمی به دست رهیکه باید که بر عودسوزش نهی9نقل کریںملک را یکی عطسه آمد ز دودسر و گردنش همچنان شد که بود10نقل کریںبه عذر از پی مرد بشتافتندبجستند بسیار و کم یافتند11نقل کریںمکن، گردن از شکر منعم مپیچکه روز پسین سر بر آری به هیچ12نقل کریںشنیدم که پیری پسر را به خشمملامت همی کرد کای شوخ چشم13نقل کریںتو را تیشه دادم که هیزم شکننگفتم که دیوار مسجد بکن14نقل کریںزبان آمد از بهر شکر و سپاسبه غیبت نگرداندش حق شناس15نقل کریںگذرگاه قرآن و پند است گوشبه بهتان و باطل شنیدن مکوش16نقل کریںدو چشم از پی صنع باری نکوستز عیب برادر فرو گیر و دوست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمببین تا یک انگشت از چند بندبه صنع الهی به هم در فگندسعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 3 - گفتار اندر صنع باری عز اسمه در ترکیب خلقت انساناگلی نظمشب از بهر آسایش توست و روزمه روشن و مهر گیتیفروزسعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 5 - گفتار اندر گزاردن شکر نعمتهاآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمببین تا یک انگشت از چند بندبه صنع الهی به هم در فگندسعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 3 - گفتار اندر صنع باری عز اسمه در ترکیب خلقت انسان
اگلی نظمشب از بهر آسایش توست و روزمه روشن و مهر گیتیفروزسعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 5 - گفتار اندر گزاردن شکر نعمتها