سعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 2 - حکایتبخش 2 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجوانی سر از رای مادر بتافتدل دردمندش به آذر بتافت2نقل کریںچو بیچاره شد پیشش آورد مهدکه ای سست مهر فراموش عهد3نقل کریںنه گریان و درمانده بودی و خردکه شبها ز دست تو خوابم نبرد؟4نقل کریںنه در مهد نیروی حالت نبودمگس راندن از خود مجالت نبود؟5نقل کریںتو آنی کز آن یک مگس رنجهایکه امروز سالار و سرپنجهای6نقل کریںبه حالی شوی باز در قعر گورکه نتوانی از خویشتن دفع مور7نقل کریںدگر دیده چون برفروزد چراغچو کرم لحد خورد پیه دماغ؟8نقل کریںچو پوشیده چشمی ببینی که راهنداند همی وقت رفتن ز چاه9نقل کریںتو گر شکر کردی که با دیدهایوگر نه تو هم چشم پوشیدهای10نقل کریںمعلم نیاموختت فهم و رایسرشت این صفت در نهادت خدای11نقل کریںگرت منع کردی دل حق نیوشحقت عین باطل نبودی به گوش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنفس مینیارم زد از شکر دوستکه شکری ندانم که در خورد اوستسعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 1 - سرآغازاگلی نظمببین تا یک انگشت از چند بندبه صنع الهی به هم در فگندسعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 3 - گفتار اندر صنع باری عز اسمه در ترکیب خلقت انسانآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنفس مینیارم زد از شکر دوستکه شکری ندانم که در خورد اوستسعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 1 - سرآغاز
اگلی نظمببین تا یک انگشت از چند بندبه صنع الهی به هم در فگندسعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 3 - گفتار اندر صنع باری عز اسمه در ترکیب خلقت انسان