سعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 14 - گفتار در صبر بر ناتوانی به امید بهیبخش 14 - گفتار در صبر بر ناتوانی به امید بهیشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںکمال است در نفس مرد کریمگرش زر نباشد چه نقصان و بیم؟22نقل کریںمپندار اگر سفله قارون شودکه طبع لئیمش دگرگون شود33نقل کریںوگر درنیابد کرمپیشه، ناننهادش توانگر بود همچنان44نقل کریںمروت زمین است و سرمایه زرعبده کاصل خالی نماند ز فرع55نقل کریںخدایی که از خاک مردم کندعجب باشد ار مردمی گم کند66نقل کریںز نعمت نهادن بلندی مجویکه ناخوش کند آب استاده بوی77نقل کریںبه بخشندگی کوش کآب روانبه سیلش مدد میرسد ز آسمان88نقل کریںگر از جاه و دولت بیفتد لئیمدگر باره نادر شود مستقیم99نقل کریںوگر قیمتی گوهری غم مدارکه ضایع نگرداندت روزگار1010نقل کریںکلوخ ار چه افتاده بینی به راهنبینی که در وی کند کس نگاه1111نقل کریںو گر خردهٔ زر ز دندانْ گازبیفتد، به شمعش بجویند باز1212نقل کریںبه در میکنند آبگینه ز سنگکجا ماند آیینه در زیر زنگ؟1313نقل کریںهنر باید و فضل و دین و کمالکه گاه آید و گه رود جاه و مال◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیکی سلطنت ران صاحب شکوهفرو خواست رفت آفتابش به کوهسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 13 - حکایتاگلی نظمشنیدم ز پیران شیرین سخنکه بود اندر این شهر پیری کهنسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 15 - حکایت در معنی آسانی پس از دشواری◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیکی سلطنت ران صاحب شکوهفرو خواست رفت آفتابش به کوهسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 13 - حکایت
اگلی نظمشنیدم ز پیران شیرین سخنکه بود اندر این شهر پیری کهنسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 15 - حکایت در معنی آسانی پس از دشواری