سعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 15 - حکایت در معنی آسانی پس از دشواریبخش 15 - حکایت در معنی آسانی پس از دشواریشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشنیدم ز پیران شیرین سخنکه بود اندر این شهر پیری کهن2نقل کریںبسی دیده شاهان و دوران و امرسرآورده عمری ز تاریخ عمرو3نقل کریںدرخت کهن میوهای تازه داشتکه شهر از نکویی پرآوازه داشت4نقل کریںعجب در زنخدان آن دل فریبکه هرگز نبودهست بر سرو سیب5نقل کریںز شوخی و مردم خراشیدنشفرج دید در سر تراشیدنش6نقل کریںبه موسی، کهن عمر کوته امیدسرش کرد چون دست موسی سپید7نقل کریںز سر تیزی آن آهنین دل که بودبه عیب پریرخ زبان برگشود8نقل کریںبه مویی که کرد از نکوییش کمنهادند حالی سرش در شکم9نقل کریںچو چنگ از خجالت سر خوبروینگونسار و در پیشش افتاده موی10نقل کریںیکی را که خاطر در او رفته بودچو چشمان دلبندش آشفته بود11نقل کریںکسی گفت جور آزمودی و درددگر گرد سودای باطل مگرد12نقل کریںز مهرش بگردان چو پروانه پشتکه مقراض، شمع جمالش بکشت13نقل کریںبرآمد خروش از هوادار چستکه تردامنان را بود عهد سست14نقل کریںپسر خوش منش باید و خوبرویپدر گو به جهلش بینداز موی15نقل کریںمرا جان به مهرش برآمیختهستنه خاطر به مویی در آویختهست16نقل کریںچو روی نکو داری انده مخورکه موی ار بیفتد بروید دگر17نقل کریںنه پیوسته رز خوشهٔ تر دهدگهی برگ ریزد، گهی بر دهد18نقل کریںبزرگان چو خور در حجاب اوفتندحسودان چو اخگر در آب اوفتند19نقل کریںبرون آید از زیر ابر آفتاببه تدریج و اخگر بمیرد در آب20نقل کریںز ظلمت مترس ای پسندیده دوستکه ممکن بود کاب حیوان در اوست21نقل کریںنه گیتی پس از جنبش آرام یافت؟نه سعدی سفر کرد تا کام یافت؟22نقل کریںدل از بی مرادی به فکرت مسوزشب آبستن است ای برادر به روز◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکمال است در نفس مرد کریمگرش زر نباشد چه نقصان و بیم؟سعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 14 - گفتار در صبر بر ناتوانی به امید بهیآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکمال است در نفس مرد کریمگرش زر نباشد چه نقصان و بیم؟سعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 14 - گفتار در صبر بر ناتوانی به امید بهی