سعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 5 - حکایتبخش 5 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںیکی ناسزا گفت در وقتِ جنگگریبان دریدند وی را به چنگ22نقل کریںقفاخورده عریان و گریان نِشَستجهاندیدهای گفتش ای خودپرست33نقل کریںچو غنچه گرت بسته بودی دهندریده ندیدی چو گُل پیرهن44نقل کریںسراسیمه گوید سخن بر گزافچو طنبور بیمغزِ بسیارلاف55نقل کریںنبینی که آتش زبان است و بسبه آبی توان کشتنش در نَفَس؟66نقل کریںاگر هست مرد از هنر بهرهورهنر خود بگوید نه صاحبهنر77نقل کریںاگر مشکِ خالص نداری مگویورت هست خود فاش گردد به بوی88نقل کریںبه سوگند گفتن که زر مغربی استچه حاجت؟ محک خود بگوید که چیست99نقل کریںبگویند از این حرفگیران هزارکه سعدی نه اهل است و آمیزگار1010نقل کریںروا باشد ار پوستینم دَرَندکه طاقت ندارم که مغزم بَرَند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیکی خوبخلقِ خَلَقپوش بودکه در مصر یکچند خاموش بودسعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 4 - حکایت در معنی سلامت جاهل در خاموشیاگلی نظمعَضُد را پسر سخت رنجور بودشکیب از نهادِ پدر دور بودسعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 6 - حکایت عَضُد و مرغانِ خوشآواز◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیکی خوبخلقِ خَلَقپوش بودکه در مصر یکچند خاموش بودسعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 4 - حکایت در معنی سلامت جاهل در خاموشی
اگلی نظمعَضُد را پسر سخت رنجور بودشکیب از نهادِ پدر دور بودسعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 6 - حکایت عَضُد و مرغانِ خوشآواز