سعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 4 - حکایت در معنی سلامت جاهل در خاموشیبخش 4 - حکایت در معنی سلامت جاهل در خاموشیشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیکی خوبخلقِ خَلَقپوش بودکه در مصر یکچند خاموش بود2نقل کریںخردمند مردم ز نزدیک و دوربه گِردش چو پروانه جویانِ نور3نقل کریںتفکّر شبی با دلِ خویش کردکه پوشیده زیرِ زبان است مرد4نقل کریںاگر همچنین سر به خود دربَرمچه دانند مردم که دانشوَرم؟5نقل کریںسخن گفت و دشمن بدانست و دوستکه در مصر نادانتر از وی هماوست6نقل کریںحضورش پریشان شد و کار زشتسفر کرد و بر طاقِ مسجد نبشت7نقل کریںدر آیینه گر خویشتن دیدمیبه بیدانشی پرده ندریدمی8نقل کریںچنین زشت از آن پرده برداشتمکه خود را نکوروی پنداشتم9نقل کریںکمآواز را باشد آوازه تیزچو گفتی و رونق نماندت گریز10نقل کریںتو را خامشی ای خداوندِ هوشوقار است و نااهل را پردهپوش11نقل کریںاگر عالِمی هیبتِ خود مبَروگر جاهلی پردهٔ خود مدَر12نقل کریںضمیرِ دلِ خویش منمای زودکه هر گه که خواهی توانی نمود13نقل کریںولیکن چو پیدا شود رازِ مردبه کوشش نشاید نهان باز کرد14نقل کریںقلم سِرِّ سلطان چه نیکو نهفتکه تا کارد بر سر نبودش نگفت15نقل کریںبهایم خموشند و گویا بشرزبانبسته بهتر که گویا به شر16نقل کریںچو مردم سخن گفت باید به هوشوگرنه شدن چون بهایم خموش17نقل کریںبه نطق است و عقل آدمیزاده فاشچو طوطی سخنگوی نادان مباش18نقل کریںبه نطق آدمی بهتر است از دوابدواب از تو به گر نگویی صواب◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتَکِش با غلامان یکی راز گفتکه این را نباید به کس بازگفتسعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 3 - حکایت سلطان تَکِش و حفظ اسراراگلی نظمیکی ناسزا گفت در وقتِ جنگگریبان دریدند وی را به چنگسعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 5 - حکایتآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتَکِش با غلامان یکی راز گفتکه این را نباید به کس بازگفتسعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 3 - حکایت سلطان تَکِش و حفظ اسرار
اگلی نظمیکی ناسزا گفت در وقتِ جنگگریبان دریدند وی را به چنگسعدی»بوستان»باب هفتم در عالم تربیت»بخش 5 - حکایت