سعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 16 - حکایت در معنی صید کردن دلها به احسانبخش 16 - حکایت در معنی صید کردن دلها به احسانشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبه ره بر یکی پیشم آمد جوانبه تک در پیش گوسفندی دوان2نقل کریںبدو گفتم این ریسمان است و بندکه میآرد اندر پیت گوسفند3نقل کریںسبک طوق و زنجیر از او باز کردچپ و راست پوییدن آغاز کرد4نقل کریںهنوز از پیش تازیان میدویدکه جو خورده بود از کف مرد و خوید5نقل کریںچو باز آمد از عیش و شادی به جایمرا دید و گفت ای خداوند رای6نقل کریںنه این ریسمان میبرد با منشکه احسان کمندی است در گردنش7نقل کریںبه لطفی که دیدهست پیل دماننیارد همی حمله بر پیلبان8نقل کریںبدان را نوازش کن ای نیکمردکه سگ پاس دارد چو نان تو خورد9نقل کریںبر آن مرد کند است دندان یوزکه مالد زبان بر پنیرش دو روز◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمببخش ای پسر کآدمی زاده صیدبه احسان توان کرد و، وحشی به قیدسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 15 - گفتار اندر ثمره جوانمردیاگلی نظمیکی روبَهی دید بی دست و پایفروماند در لطف و صُنعِ خدایسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 17 - حکایت درویش با روباهآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمببخش ای پسر کآدمی زاده صیدبه احسان توان کرد و، وحشی به قیدسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 15 - گفتار اندر ثمره جوانمردی
اگلی نظمیکی روبَهی دید بی دست و پایفروماند در لطف و صُنعِ خدایسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 17 - حکایت درویش با روباه