سعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 13 - حکایتبخش 13 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںیکی سلطنت ران صاحب شکوهفرو خواست رفت آفتابش به کوه22نقل کریںبه شیخی در آن بقعه کشور گذاشتکه در دوره قائم مقامی نداشت33نقل کریںچو خلوت نشین کوس دولت شنیددگر ذوق در کنج خلوت ندید44نقل کریںچپ و راست لشکر کشیدن گرفتدل پردلان زو رمیدن گرفت55نقل کریںچنان سخت بازو شد و تیز چنگکه با جنگجویان طلب کرد جنگ66نقل کریںز قوم پراکنده خلقی بکشتدگر جمع گشتند و هم رای و پشت77نقل کریںچنان در حصارش کشیدند تنگکه عاجز شد از تیرباران و سنگ88نقل کریںبر نیکمردی فرستاد کسکه صعبم فرومانده، فریاد رس99نقل کریںبه همت مدد کن که شمشیر و تیرنه در هر وغایی بود دستگیر1010نقل کریںچو بشنید عابد بخندید و گفتچرا نیم نانی نخورد و نخفت؟1111نقل کریںندانست قارون نعمت پرستکه گنج سلامت به کنج اندر است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشنیدم که صاحبدلی نیکمردیکی خانه بر قامت خویش کردسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 12 - حکایتاگلی نظمکمال است در نفس مرد کریمگرش زر نباشد چه نقصان و بیم؟سعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 14 - گفتار در صبر بر ناتوانی به امید بهی◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمکمال است در نفس مرد کریمگرش زر نباشد چه نقصان و بیم؟سعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 14 - گفتار در صبر بر ناتوانی به امید بهی