سعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 29 - حکایت در معنی ثمرات نکوکاری در آخرتبخش 29 - حکایت در معنی ثمرات نکوکاری در آخرتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںکسی دید صحرای محشر به خوابمس تفته روی زمین ز آفتاب22نقل کریںهمی بر فلک شد ز مردم خروشدماغ از تبش میبرآمد به جوش33نقل کریںیکی شخص از این جمله در سایهایبه گردن بر از خلد پیرایهای44نقل کریںبپرسید کای مجلس آرای مردکه بود اندر این مجلست پایمرد؟55نقل کریںرزی داشتم بر در خانه، گفتبه سایه درش نیکمردی بخفت66نقل کریںدر این وقت نومیدی آن مرد راستگناهم ز دادار داور بخواست77نقل کریںکه یارب بر این بنده بخشایشیکز او دیدهام وقتی آسایشی88نقل کریںچه گفتم چو حل کردم این راز را؟بشارت خداوند شیراز را99نقل کریںکه جمهور در سایهٔ همتشمقیمند و بر سفرهٔ نعمتش1010نقل کریںدرختی است مرد کرم، بارداروز او بگذری هیزم کوهسار1111نقل کریںحطب را اگر تیشه بر پی زننددرخت برومند را کی زنند؟1212نقل کریںبسی پای دار، ای درخت هنرکه هم میوهداری و هم سایهور1313نقل کریںبگفتیم در باب احسان بسیولیکن نه شرط است با هر کسی1414نقل کریںبخور مردم آزار را خون و مالکه از مرغ بد کنده به پر و بال1515نقل کریںیکی را که با خواجهٔ توست جنگبه دستش چرا میدهی چوب و سنگ؟1616نقل کریںبر انداز بیخی که خار آورددرختی بپرور که بار آورد1717نقل کریںکسی را بده پایهٔ مهترانکه بر کهتران سر ندارد گران1818نقل کریںمبخشای بر هر کجا ظالمی استکه رحمت بر او جور بر عالمی است1919نقل کریںجهانسوز را کشته بهتر چراغیکی به در آتش که خلقی به داغ2020نقل کریںهر آن کس که بر دزد رحمت کندبه بازوی خود کاروان میزند2121نقل کریںجفاپیشگان را بده سر ببادستم بر ستم پیشه عدل است و داد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجوانی به دانگی کرم کرده بودتمنای پیری بر آورده بودسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 28 - حکایتاگلی نظمشنیدم که مردی غم خانه خوردکه زنبور بر سقف او لانه کردسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 30 - حکایت◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجوانی به دانگی کرم کرده بودتمنای پیری بر آورده بودسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 28 - حکایت
اگلی نظمشنیدم که مردی غم خانه خوردکه زنبور بر سقف او لانه کردسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 30 - حکایت