سعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 30 - حکایتبخش 30 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشنیدم که مردی غم خانه خوردکه زنبور بر سقف او لانه کرد2نقل کریںزنش گفت از اینان چه خواهی؟ مکنکه مسکین پریشان شوند از وطن3نقل کریںبشد مرد نادان پس کار خویشگرفتند یک روز زن را به نیش4نقل کریںزن بی خرد بر در و بام و کویهمی کرد فریاد و میگفت شوی:5نقل کریںمکن روی بر مردم ای زن ترشتو گفتی که زنبور مسکین مکش6نقل کریںکسی با بدان نیکویی چون کند؟بدان را تحمل، بد افزون کند7نقل کریںچو اندر سری بینی آزار خلقبه شمشیر تیزش بیازار حلق8نقل کریںسگ آخر که باشد که خوانش نهند؟بفرمای تا استخوانش دهند9نقل کریںچه نیکو زدهست این مثل پیر دهستور لگدزن گران بار به10نقل کریںاگر نیکمردی نماید عسسنیارد به شب خفتن از دزد، کس11نقل کریںنی نیزه در حلقهٔ کارزاربقیمت تر از نیشکر صد هزار12نقل کریںنه هر کس سزاوار باشد به مالیکی مال خواهد، یکی گوشمال13نقل کریںچو گربه نوازی کبوتر بردچو فربه کنی گرگ، یوسف درد14نقل کریںبنایی که محکم ندارد اساسبلندش مکن ور کنی زو هراس15نقل کریںچه خوش گفت بهرام صحرانشینچو یکران توسن زدش بر زمین16نقل کریںدگر اسبی از گله باید گرفتکه گر سر کشد باز شاید گرفت17نقل کریںببند ای پسر دجله در آب کاستکه سودی ندارد چو سیلاب خاست18نقل کریںچو گرگ خبیث آمدت در کمندبکش ور نه دل بر کن از گوسفند19نقل کریںاز ابلیس هرگز نیاید سجودنه از بد گهر نیکویی در وجود20نقل کریںبد اندیش را جاه و فرصت مدهعدو در چه و دیو در شیشه به21نقل کریںمگو شاید این مار کشتن به چوبچو سر زیر سنگ تو دارد بکوب22نقل کریںقلم زن که بد کرد با زیردستقلم بهتر او را به شمشیر دست23نقل کریںمدبر که قانون بد مینهدتو را میبرد تا به دوزخ دهد24نقل کریںمگو ملک را این مدبر بس استمدبر مخوانش که مدبر کس است25نقل کریںسعید آورد قول سعدی به جایکه ترتیب ملک است و تدبیر رای◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکسی دید صحرای محشر به خوابمس تفته روی زمین ز آفتابسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 29 - حکایت در معنی ثمرات نکوکاری در آخرتآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکسی دید صحرای محشر به خوابمس تفته روی زمین ز آفتابسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 29 - حکایت در معنی ثمرات نکوکاری در آخرت