صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »بوستان
  3. »باب دوم در احسان
  4. »بخش 29 - حکایت در معنی ثمرات نکوکاری در آخرت

بخش 29 - حکایت در معنی ثمرات نکوکاری در آخرت

شاعر: سعدی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11
کسی دید صحرای محشر به خواب
مس تفته روی زمین ز آفتاب
22
همی بر فلک شد ز مردم خروش
دماغ از تبش می‌برآمد به جوش
33
یکی شخص از این جمله در سایه‌ای
به گردن بر از خلد پیرایه‌ای
44
بپرسید کای مجلس آرای مرد
که بود اندر این مجلست پایمرد؟
55
رزی داشتم بر در خانه، گفت
به سایه درش نیکمردی بخفت
66
در این وقت نومیدی آن مرد راست
گناهم ز دادار داور بخواست
77
که یارب بر این بنده بخشایشی
کز او دیده‌ام وقتی آسایشی
88
چه گفتم چو حل کردم این راز را؟
بشارت خداوند شیراز را
99
که جمهور در سایهٔ همتش
مقیمند و بر سفرهٔ نعمتش
1010
درختی است مرد کرم، باردار
وز او بگذری هیزم کوهسار
1111
حطب را اگر تیشه بر پی زنند
درخت برومند را کی زنند؟
1212
بسی پای دار، ای درخت هنر
که هم میوه‌داری و هم سایه‌ور
1313
بگفتیم در باب احسان بسی
ولیکن نه شرط است با هر کسی
1414
بخور مردم آزار را خون و مال
که از مرغ بد کنده به پر و بال
1515
یکی را که با خواجهٔ توست جنگ
به دستش چرا می‌دهی چوب و سنگ؟
1616
بر انداز بیخی که خار آورد
درختی بپرور که بار آورد
1717
کسی را بده پایهٔ مهتران
که بر کهتران سر ندارد گران
1818
مبخشای بر هر کجا ظالمی است
که رحمت بر او جور بر عالمی است
1919
جهان‌سوز را کشته بهتر چراغ
یکی به در آتش که خلقی به داغ
2020
هر آن کس که بر دزد رحمت کند
به بازوی خود کاروان می‌زند
2121
جفاپیشگان را بده سر بباد
ستم بر ستم پیشه عدل است و داد
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

جوانی به دانگی کرم کرده بود

تمنای پیری بر آورده بود

سعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 28 - حکایت

اگلی نظم

شنیدم که مردی غم خانه خورد

که زنبور بر سقف او لانه کرد

سعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 30 - حکایت

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00