سعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 7 - حکایت در فدا شدن اهل محبت و غنیمت شمردنبخش 7 - حکایت در فدا شدن اهل محبت و غنیمت شمردنشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیکی تشنه میگفت و جان میسپردخنک نیکبختی که در آب مرد2نقل کریںبدو گفت نابالغی کای عجبچو مُردی چه سیراب و چه خشک لب3نقل کریںبگفتا نه آخر دهان تر کنمکه تا جان شیرینش در سر کنم؟4نقل کریںفتد تشنه در آبدان عمیقکه داند که سیراب میرد غریق5نقل کریںاگر عاشقی دامن او بگیروگر گویدت جان بده، گو بگیر6نقل کریںبهشتِ تنآسانی آنگه خوریکه بر دوزخ نیستی بگذری7نقل کریںدل تخمکاران بود رنجکشچو خرمن برآید بخسبند خوش8نقل کریںدر این مجلس آنکس به کامی رسیدکه در دور آخر به جامی رسید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیکی شاهدی در سمرقند داشتکه گفتی به جای سمر قند داشتسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 6 - حکایت در معنی غلبه وجد و سلطنت عشقاگلی نظمچنین نقل دارم ز مردان راهفقیران منعم، گدایان شاهسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 8 - حکایت صبر و ثبات روندگانآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیکی شاهدی در سمرقند داشتکه گفتی به جای سمر قند داشتسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 6 - حکایت در معنی غلبه وجد و سلطنت عشق
اگلی نظمچنین نقل دارم ز مردان راهفقیران منعم، گدایان شاهسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 8 - حکایت صبر و ثبات روندگان