سعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 20 - حکایت شحنه مردم آزاربخش 20 - حکایت شحنه مردم آزارشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگزیری به چاهی در افتاده بودکه از هول او شیر نر ماده بود22نقل کریںبداندیش مردم به جز بد ندیدبیافتاد و عاجزتر از خود ندید33نقل کریںهمه شب ز فریاد و زاری نخفتیکی بر سرش کوفت سنگی و گفت:44نقل کریںتو هرگز رسیدی به فریاد کسکه میخواهی امروز فریادرس؟55نقل کریںهمه تخم نامردمی کاشتیببین لاجرم بر که برداشتی66نقل کریںکه بر جان ریشت نهد مرهمیکه دلها ز ریشت بنالد همی؟77نقل کریںتو ما را همی چاه کندی به راهبه سر لاجرم در فتادی به چاه88نقل کریںدو کس چَه کنند از پی خاص و عامیکی نیکمحضر، دگر زشتنام99نقل کریںیکی تشنه را تا کند تازه حلقدگر تا به گردن در افتند خلق1010نقل کریںاگر بد کنی چشم نیکی مدارکه هرگز نیارد گز انگور بار1111نقل کریںنپندارم ای در خزان کشته جوکه گندم ستانی به وقت درو1212نقل کریںدرخت زقوم ار به جان پروریمپندار هرگز کز او بر خوری1313نقل کریںرطب ناورد چوب خرزهره بارچو تخم افکنی، بر همان چشم دار◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنکوکار مردم نباشد بدشنورزد کسی بد که نیک افتدشسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 19 - گفتار اندر نکوکاری و بدکاری و عاقبت آنهااگلی نظمحکایت کنند از یکی نیکمردکه اکرام حجاج یوسف نکردسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 21 - حکایت حجاج یوسف◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنکوکار مردم نباشد بدشنورزد کسی بد که نیک افتدشسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 19 - گفتار اندر نکوکاری و بدکاری و عاقبت آنها
اگلی نظمحکایت کنند از یکی نیکمردکه اکرام حجاج یوسف نکردسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 21 - حکایت حجاج یوسف