سعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 17 - حکایتبخش 17 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیکی متفق بود بر منکریگذر کرد بر وی نکو محضری2نقل کریںنشست از خجالت عرق کرده رویکه آیا! خجل گشتم از شیخ کوی!3نقل کریںشنید این سخن پیر روشن روانبر او بر بشورید و گفت ای جوان4نقل کریںنیاید همی شرمت از خویشتنکه حق حاضر و شرم داری ز من؟5نقل کریںنیاسایی از جانب هیچ کسبرو جانب حق نگه دار و بس6نقل کریںچنان شرم دار از خداوند خویشکه شرمت ز بیگانگان است و خویش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیکی غله مرداد مه توده کردز تیمار دی خاطر آسوده کردسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 16 - حکایت مست خرمن سوزاگلی نظمزلیخا چو گشت از می عشق مستبه دامان یوسف در آویخت دستسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 18 - حکایت زلیخا با یوسف (ع)آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیکی غله مرداد مه توده کردز تیمار دی خاطر آسوده کردسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 16 - حکایت مست خرمن سوز
اگلی نظمزلیخا چو گشت از می عشق مستبه دامان یوسف در آویخت دستسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 18 - حکایت زلیخا با یوسف (ع)