سعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 32 - حکایت در معنی خاموشی از نصیحت کسی که پند نپذیردبخش 32 - حکایت در معنی خاموشی از نصیحت کسی که پند نپذیردشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںحکایت کنند از جفاگستریکه فرماندهی داشت بر کشوری22نقل کریںدر ایام او روز مردم چو شامشب از بیم او خواب مردم حرام33نقل کریںهمه روز نیکان از او در بلابه شب دست پاکان از او بر دعا44نقل کریںگروهی بر شیخ آن روزگارز دست ستمگر گرستند زار55نقل کریںکه ای پیر دانای فرخنده رایبگوی این جوان را بترس از خدای66نقل کریںبگفتا دریغ آیدم نام دوستکه هر کس نه در خورد پیغام اوست77نقل کریںکسی را که بینی ز حق بر کرانمنه با وی، ای خواجه، حق در میان88نقل کریںدریغ است با سفله گفت از علومکه ضایع شود تخم در شوره بوم99نقل کریںچو در وی نگیرد عدو داندتبرنجد به جان و برنجاندت1010نقل کریںتو را عادت، ای پادشه، حق روی استدل مرد حق گوی از این جا قوی است1111نقل کریںنگین خصلتی دارد ای نیکبختکه در موم گیرد نه در سنگ سخت1212نقل کریںعجب نیست گر ظالم از من به جانبرنجد که دزد است و من پاسبان1313نقل کریںتو هم پاسبانی به انصاف و دادکه حفظ خدا پاسبان تو باد1414نقل کریںتو را نیست منت ز روی قیاسخداوند را من و فضل و سپاس1515نقل کریںکه در کار خیرت به خدمت بداشتنه چون دیگرانت معطل گذاشت1616نقل کریںهمه کس به میدان کوشش درندولی گوی بخشش نه هر کس برند1717نقل کریںتو حاصل نکردی به کوشش بهشتخدا در تو خوی بهشتی بهشت1818نقل کریںدلت روشن و وقت مجموع بادقدم ثابت و پایه مرفوع باد1919نقل کریںحیاتت خوش و رفتنت بر صوابعبادت قبول و دعا مستجاب◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیکی مشت زن بخت و روزی نداشتنه اسباب شامش مهیا نه چاشتسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 31 - حکایت زورآزمای تنگدستاگلی نظمهمی تا برآید به تدبیر کارمدارایِ دشمن بِه از کارزارسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 33 - گفتار اندر رای و تدبیر ملک و لشکرکشی◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیکی مشت زن بخت و روزی نداشتنه اسباب شامش مهیا نه چاشتسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 31 - حکایت زورآزمای تنگدست
اگلی نظمهمی تا برآید به تدبیر کارمدارایِ دشمن بِه از کارزارسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 33 - گفتار اندر رای و تدبیر ملک و لشکرکشی