صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »بوستان
  3. »باب اول در عدل و تدبیر و رای
  4. »بخش 32 - حکایت در معنی خاموشی از نصیحت کسی که پند نپذیرد

بخش 32 - حکایت در معنی خاموشی از نصیحت کسی که پند نپذیرد

شاعر: سعدی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11
حکایت کنند از جفاگستری
که فرماندهی داشت بر کشوری
22
در ایام او روز مردم چو شام
شب از بیم او خواب مردم حرام
33
همه روز نیکان از او در بلا
به شب دست پاکان از او بر دعا
44
گروهی بر شیخ آن روزگار
ز دست ستمگر گرستند زار
55
که ای پیر دانای فرخنده رای
بگوی این جوان را بترس از خدای
66
بگفتا دریغ آیدم نام دوست
که هر کس نه در خورد پیغام اوست
77
کسی را که بینی ز حق بر کران
منه با وی، ای خواجه، حق در میان
88
دریغ است با سفله گفت از علوم
که ضایع شود تخم در شوره بوم
99
چو در وی نگیرد عدو داندت
برنجد به جان و برنجاندت
1010
تو را عادت، ای پادشه، حق روی است
دل مرد حق گوی از این جا قوی است
1111
نگین خصلتی دارد ای نیکبخت
که در موم گیرد نه در سنگ سخت
1212
عجب نیست گر ظالم از من به جان
برنجد که دزد است و من پاسبان
1313
تو هم پاسبانی به انصاف و داد
که حفظ خدا پاسبان تو باد
1414
تو را نیست منت ز روی قیاس
خداوند را من و فضل و سپاس
1515
که در کار خیرت به خدمت بداشت
نه چون دیگرانت معطل گذاشت
1616
همه کس به میدان کوشش درند
ولی گوی بخشش نه هر کس برند
1717
تو حاصل نکردی به کوشش بهشت
خدا در تو خوی بهشتی بهشت
1818
دلت روشن و وقت مجموع باد
قدم ثابت و پایه مرفوع باد
1919
حیاتت خوش و رفتنت بر صواب
عبادت قبول و دعا مستجاب
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یکی مشت زن بخت و روزی نداشت

نه اسباب شامش مهیا نه چاشت

سعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 31 - حکایت زورآزمای تنگدست

اگلی نظم

همی تا برآید به تدبیر کار

مدارایِ دشمن بِه از کارزار

سعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 33 - گفتار اندر رای و تدبیر ملک و لشکرکشی

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00