سعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 17 - صفت جمعیت اوقات درویشان راضیبخش 17 - صفت جمعیت اوقات درویشان راضیشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمگو جاهی از سلطنت بیش نیستکه ایمنتر از ملک درویش نیست22نقل کریںسبکبار مردم سبکتر روندحق این است و صاحبدلان بشنوند33نقل کریںتهیدست تشویش نانی خوردجهانبان به قدر جهانی خورد44نقل کریںگدا را چو حاصل شود نان شامچنان خوش بخسبد که سلطان شام55نقل کریںغم و شادمانی به سر میرودبه مرگ این دو از سر به در میرود66نقل کریںچه آن را که بر سر نهادند تاجچه آن را که بر گردن آمد خراج77نقل کریںاگر سرفرازی به کیوان بر استوگر تنگدستی به زندان در است88نقل کریںچو خیل اجل بر سر هر دو تاختنمی شاید از یکدگرشان شناخت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشنیدم که در مرزی از باختربرادر دو بودند از یک پدرسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 16 - حکایت برادران ظالم و عادل و عاقبت ایشاناگلی نظمشنیدم که یک بار در حلهایسخن گفت با عابدی کلهایسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 18 - حکایت عابد و استخوان پوسیده◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبفرید حامدحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشنیدم که در مرزی از باختربرادر دو بودند از یک پدرسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 16 - حکایت برادران ظالم و عادل و عاقبت ایشان
اگلی نظمشنیدم که یک بار در حلهایسخن گفت با عابدی کلهایسعدی»بوستان»باب اول در عدل و تدبیر و رای»بخش 18 - حکایت عابد و استخوان پوسیده