سعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 2 - حکایتبخش 2 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمرا حاجیی شانهٔ عاج دادکه رحمت بر اخلاق حجاج باد2نقل کریںشنیدم که باری سگم خوانده بودکه از من به نوعی دلش مانده بود3نقل کریںبینداختم شانه کاین استخواننمیبایدم دیگرم سگ مخوان4نقل کریںمپندار چون سرکهٔ خود خورمکه جور خداوند حلوا برم5نقل کریںقناعت کن ای نفس بر اندکیکه سلطان و درویش بینی یکی6نقل کریںچرا پیش خسرو به خواهش رویچو یک سو نهادی طمع، خسروی7نقل کریںوگر خود پرستی شکم طبله کندر خانهٔ این و آن قبله کن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخدا را ندانست و طاعت نکردکه بر بخت و روزی قناعت نکردسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 1 - سر آغازاگلی نظمیکی پر طمع پیش خوارزمشاهشنیدم که شد بامدادی پگاهسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 3 - حکایتآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخدا را ندانست و طاعت نکردکه بر بخت و روزی قناعت نکردسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 1 - سر آغاز