سعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 28 - حکایتبخش 28 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںجوانی به دانگی کرم کرده بودتمنای پیری بر آورده بود22نقل کریںبه جرمی گرفت آسمان ناگهشفرستاد سلطان به کشتنگهش33نقل کریںتکاپوی ترکان و غوغای عامتماشاکنان بر در و کوی و بام44نقل کریںچو دید اندر آشوب، درویش پیرجوان را به دست خلایق اسیر55نقل کریںدلش بر جوانمرد مسکین بخستکه باری دل آورده بودش به دست66نقل کریںبرآورد زاری که سلطان بمردجهان ماند و خوی پسندیده برد77نقل کریںبه هم بر همیسود دست دریغشنیدند ترکان آهخته تیغ88نقل کریںبه فریاد از ایشان بر آمد خروشتپانچه زنان بر سر و روی و دوش99نقل کریںپیاده به سر تا در بارگاهدویدند و بر تخت دیدند شاه1010نقل کریںجوان از میان رفت و بردند پیربه گردن بر تخت سلطان اسیر1111نقل کریںبه هولش بپرسید و هیبت نمودکه مرگ منت خواستن بر چه بود؟1212نقل کریںچو نیک است خوی من و راستیبد مردم آخر چرا خواستی؟1313نقل کریںبرآورد پیر دلاور زبانکه ای حلقهدرگوش حُکمت جهان1414نقل کریںبه قول دروغی که سلطان بمردنمردی و بیچارهای جان ببرد1515نقل کریںملک زین حکایت چنان بر شکفتکه چیزش ببخشید و چیزی نگفت1616نقل کریںوز این جانب افتان و خیزان جوانهمی رفت بیچاره هر سو دوان1717نقل کریںیکی گفتش از چار سوی قصاصچه کردی که آمد به جانت خلاص؟1818نقل کریںبه گوشش فرو گفت کای هوشمندبه جانی و دانگی رهیدم ز بند1919نقل کریںیکی تخم در خاک از آن مینهدکه روز فرو ماندگی بر دهد2020نقل کریںجوی باز دارد بلایی درشتعصایی شنیدی که عوجی بکشت2121نقل کریںحدیث درست آخر از مصطفاستکه بخشایش و خیر دفع بلاست2222نقل کریںعدو را نبینی در این بقعه پایکه بوبکر سعد است کشور خدای2323نقل کریںبگیر ای جهانی به روی تو شادجهانی، که شادی به روی تو باد2424نقل کریںکس از کس به دور تو باری نبردگلی در چمن جور خاری نبرد2525نقل کریںتویی سایهٔ لطف حق بر زمینپیمبر صفت رحمة للعالمین2626نقل کریںتو را قدر اگر کس نداند چه غم؟شب قدر را میندانند هم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیکی زهرهٔ خرج کردن نداشتزرش بود و یارای خوردن نداشتسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 27 - حکایت پدر بخیل و پسر لاابالیاگلی نظمکسی دید صحرای محشر به خوابمس تفته روی زمین ز آفتابسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 29 - حکایت در معنی ثمرات نکوکاری در آخرت◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیکی زهرهٔ خرج کردن نداشتزرش بود و یارای خوردن نداشتسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 27 - حکایت پدر بخیل و پسر لاابالی
اگلی نظمکسی دید صحرای محشر به خوابمس تفته روی زمین ز آفتابسعدی»بوستان»باب دوم در احسان»بخش 29 - حکایت در معنی ثمرات نکوکاری در آخرت