سعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 5 - حکایت در معنی اهل محبتبخش 5 - حکایت در معنی اهل محبتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںشنیدم که بر لحن خنیاگریبه رقص اندر آمد پری پیکری22نقل کریںز دلهای شوریده پیرامنشگرفت آتش شمع در دامنش33نقل کریںپراکنده خاطر شد و خشمناکیکی گفتش از دوستداران، چه باک؟44نقل کریںتو را آتش ای دوست دامن بسوختمرا خود به یک بار خرمن بسوخت55نقل کریںاگر یاری از خویشتن دم مزنکه شرک است با یار و با خویشتن66نقل کریںچنین دارم از پیر داننده یادکه شوریدهای سر به صحرا نهاد77نقل کریںپدر در فراقش نخورد و نخفتپسر را ملامت بکردند و گفت88نقل کریںاز انگه که یارم کس خویش خوانددگر با کسم آشنایی نماند99نقل کریںبه حقش که تا حق جمالم نموددگر هر چه دیدم خیالم نمود1010نقل کریںنشد گم که روی از خلایق بتافتکه گم کرده خویش را باز یافت1111نقل کریںپراکندگانند زیر فلککه هم دد توان خواندشان هم ملک1212نقل کریںز یاد مِلک چون مَلک نارمندشب و روز چون دد ز مردم رمند1313نقل کریںقوی بازوانند کوتاه دستخردمند شیدا و هشیار مست1414نقل کریںگه آسوده در گوشهای خرقه دوزگه آشفته در مجلسی خرقه سوز1515نقل کریںنه سودای خودشان، نه پروای کسنه در کنج توحیدشان جای کس1616نقل کریںپریشیده عقل و پراکنده هوشز قول نصیحتگر آکنده گوش1717نقل کریںبه دریا نخواهد شدن بط غریقسمندر چه داند عذاب حریق؟1818نقل کریںتهیدست مردان پر حوصلهبیابان نوردان پی قافله1919نقل کریںعزیزان پوشیده از چشم خلقنه زنار داران پوشیده دلق2020نقل کریںندارند چشم از خلایق پسندکه ایشان پسندیده حق بسند2121نقل کریںپر از میوه و سایهور چون رزندنه چون ما سیهکار و ازرق بزند2222نقل کریںبه خود سر فرو برده همچون صدفنه مانند دریا بر آورده کف2323نقل کریںنه مردم همین استخوانند و پوستنه هر صورتی جان معنی در اوست2424نقل کریںنه سلطان خریدار هر بندهای استنه در زیر هر ژندهای زندهای است2525نقل کریںاگر ژاله هر قطرهای در شدیچو خرمهره بازار از او پر شدی2626نقل کریںچو غازی به خود بر نبندند پایکه محکم رود پای چوبین ز جای2727نقل کریںحریفان خلوتسرای الستبه یک جرعه تا نفخهٔ صور مست2828نقل کریںبه تیغ از غرض بر نگیرند چنگکه پرهیز و عشق آبگینهست و سنگ◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشنیدم که وقتی گدازادهاینظر داشت با پادشازادهایسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 4 - حکایت در معنی تحمل محب صادقاگلی نظمیکی شاهدی در سمرقند داشتکه گفتی به جای سمر قند داشتسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 6 - حکایت در معنی غلبه وجد و سلطنت عشق◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشنیدم که وقتی گدازادهاینظر داشت با پادشازادهایسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 4 - حکایت در معنی تحمل محب صادق
اگلی نظمیکی شاهدی در سمرقند داشتکه گفتی به جای سمر قند داشتسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 6 - حکایت در معنی غلبه وجد و سلطنت عشق