سعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 16 - حکایت مست خرمن سوزبخش 16 - حکایت مست خرمن سوزشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںیکی غله مرداد مه توده کردز تیمار دی خاطر آسوده کرد22نقل کریںشبی مست شد و آتشی برفروختنگون بخت کالیوه، خرمن بسوخت33نقل کریںدگر روز در خوشه چینی نشستکه یک جو ز خرمن نماندش به دست44نقل کریںچو سرگشته دیدند درویش رایکی گفت پروردهٔ خویش را55نقل کریںنخواهی که باشی چنین تیره روزبه دیوانگی خرمن خود مسوز66نقل کریںگر از دست شد عمرت اندر بدیتو آنی که در خرمن آتش زدی77نقل کریںفضیحت بود خوشه اندوختنپس از خرمن خویشتن سوختن88نقل کریںمکن جان من، تخم دین ورز و دادمده خرمن نیکنامی به باد99نقل کریںچو برگشته بختی در افتد به بنداز او نیکبختان بگیرند پند1010نقل کریںتو پیش از عقوبت در عفو کوبکه سودی ندارد فغان زیر چوب1111نقل کریںبر آر از گریبان غفلت سرتکه فردا نماند خجل در برت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهمی یادم آید ز عهد صغرکه عیدی برون آمدم با پدرسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 15 - حکایتاگلی نظمیکی متفق بود بر منکریگذر کرد بر وی نکو محضریسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 17 - حکایت◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهمی یادم آید ز عهد صغرکه عیدی برون آمدم با پدرسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 15 - حکایت
اگلی نظمیکی متفق بود بر منکریگذر کرد بر وی نکو محضریسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 17 - حکایت