سعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 8 - حکایتبخش 8 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیکی را عسس دست بر بسته بودهمه شب پریشان و دلخسته بود2نقل کریںبه گوش آمدش در شب تیره رنگکه شخصی همی نالد از دست تنگ3نقل کریںشنید این سخن دزد مغلول و گفتز بیچارگی چند نالی؟ بخفت4نقل کریںبرو شکر یزدان کن ای تنگدستکه دستت عسس تنگ بر هم نبست5نقل کریںمکن ناله از بینوایی بسیچو بینی ز خود بینواتر کسی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشنیدم که طغرل شبی در خزانگذر کرد بر هندوی پاسبانسعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 7 - حکایت سلطان طغرل و هندوی پاسباناگلی نظمبرهنه تنی یک درم وام کردتن خویش را کسوتی خام کردسعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 9 - حکایتآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشنیدم که طغرل شبی در خزانگذر کرد بر هندوی پاسبانسعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 7 - حکایت سلطان طغرل و هندوی پاسبان
اگلی نظمبرهنه تنی یک درم وام کردتن خویش را کسوتی خام کردسعدی»بوستان»باب هشتم در شکر بر عافیت»بخش 9 - حکایت