سعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 8 - حکایتبخش 8 - حکایتشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںیکی پارسا سیرت حق پرستفتادش یکی خشت زرین به دست22نقل کریںسر هوشمندش چنان خیره کردکه سودا دل روشنش تیره کرد33نقل کریںهمه شب در اندیشه کاین گنج و مالدر او تا زیم ره نیابد زوال44نقل کریںدگر قامت عجزم از بهر خواستنباید بر کس دوتا کرد و راست55نقل کریںسرایی کنم پای بستش رخامدرختان سقفش همه عود خام66نقل کریںیکی حجره خاص از پی دوستاندر حجره اندر سرا بوستان77نقل کریںبفرسودم از رقعه بر رقعه دوختتف دیگدان چشم و مغزم بسوخت88نقل کریںدگر زیردستان پزندم خورشبه راحت دهم روح را پرورش99نقل کریںبه سختی بکشت این نمد بسترمروم زین سپس عبقری گسترم1010نقل کریںخیالش خرف کرد و کالیوه رنگبه مغزش فرو برده خرچنگ چنگ1111نقل کریںفراغ مناجات و رازش نماندخور و خواب و ذکر و نمازش نماند1212نقل کریںبه صحرا برآمد سر از عشوه مستکه جایی نبودش قرار نشست1313نقل کریںیکی بر سر گور گل می سرشتکه حاصل کند زآن گل گور خشت1414نقل کریںبه اندیشه لختی فرو رفت پیرکه ای نفس کوته نظر پند گیر1515نقل کریںچه بندی در این خشت زرین دلتکه یک روز خشتی کنند از گلت؟1616نقل کریںطمع را نه چندان دهان است بازکه بازش نشیند به یک لقمه آز1717نقل کریںبدار ای فرومایه زین خشت دستکه جیحون نشاید به یک خشت بست1818نقل کریںتو غافل در اندیشهٔ سود و مالکه سرمایهٔ عمر شد پایمال1919نقل کریںغبار هوا چشم عقلت بدوختسموم هوس کشت عمرت بسوخت2020نقل کریںبکن سرمهٔ غفلت از چشم پاککه فردا شوی سرمه در چشم خاک◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمفرو رفت جم را یکی نازنینکفن کرد چون کرمش ابریشمینسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 7 - حکایت در معنی بیداری از خواب غفلتاگلی نظممیان دو تن دشمنی بود و جنگسر از کبر بر یکدگر چون پلنگسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 9 - حکایت عداوت در میان دو شخص◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمفرو رفت جم را یکی نازنینکفن کرد چون کرمش ابریشمینسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 7 - حکایت در معنی بیداری از خواب غفلت
اگلی نظممیان دو تن دشمنی بود و جنگسر از کبر بر یکدگر چون پلنگسعدی»بوستان»باب نهم در توبه و راه صواب»بخش 9 - حکایت عداوت در میان دو شخص