سعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 5 - حکایت در مذلت بسیار خوردنبخش 5 - حکایت در مذلت بسیار خوردنشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچه آوردم از بصره دانی عجبحدیثی که شیرین تر است از رطب22نقل کریںتنی چند در خرقه راستانگذشتیم بر طرف خرماستان33نقل کریںیکی در میان معده انبار بودز پر خواری خویش بس خوار بود44نقل کریںمیان بست مسکین و شد بر درختوز آنجا به گردن در افتاد سخت55نقل کریںنه هر بار خرما توان خورد و بردلت انبان بد عاقبت خورد و مرد66نقل کریںرئیس ده آمد که این را که کشت؟بگفتم مزن بانگ بر ما درشت77نقل کریںشکم دامن اندر کشیدش ز شاخبود تنگدل رودگانی فراخ88نقل کریںشکم بند دست است و زنجیر پایشکم بنده نادر پرستد خدای99نقل کریںسراسر شکم شد ملخ لاجرمبه پایش کشد مور کوچک شکم1010نقل کریںبرو اندرونی به دست آر، پاکشکم پر نخواهد شد الّا به خاک◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیکی را تب آمد ز صاحبدلانکسی گفت شِکَّر بخواه از فلانسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 4 - حکایتاگلی نظمشکم صوفیی را زبون کرد و فرجدو دینار بر هر دوان کرد خرجسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 6 - حکایت◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیکی را تب آمد ز صاحبدلانکسی گفت شِکَّر بخواه از فلانسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 4 - حکایت
اگلی نظمشکم صوفیی را زبون کرد و فرجدو دینار بر هر دوان کرد خرجسعدی»بوستان»باب ششم در قناعت»بخش 6 - حکایت