سعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 11 - حکایت خواجه نیکوکار و بنده نافرمانبخش 11 - حکایت خواجه نیکوکار و بنده نافرمانشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبزرگی هنرمند آفاق بودغلامش نکوهیده اخلاق بود22نقل کریںاز این خفرگی موی کالیدهایبدی، سرکه در روی مالیدهای33نقل کریںچو ثعبانش آلوده دندان به زهرگرو برده از زشت رویان شهر44نقل کریںمدامش به روی آب چشم سبلدویدی ز بوی پیاز بغل55نقل کریںگره وقت پختن بر ابرو زدیچو پختند با خواجه زانو زدی66نقل کریںدمادم به نان خوردنش هم نشستو گر مردی آبش ندادی به دست77نقل کریںنه گفت اندر او کار کردی نه چوبشب و روز از او خانه در کند و کوب88نقل کریںگهی خار و خس در ره انداختیگهی ماکیان در چه انداختی99نقل کریںز سیماش وحشت فراز آمدینرفتی به کاری که باز آمدی1010نقل کریںکسی گفت از این بندهٔ بد خصالچه خواهی؟ ادب ، یا هنر، یا جمال؟1111نقل کریںنیرزد وجودی بدین ناخوشیکه جورش پسندی و بارش کشی1212نقل کریںمنت بندهٔ خوب و نیکو سیربه دست آرم، این را به نخاس بر1313نقل کریںو گر یک پشیز آورد سر مپیچگران است اگر راست خواهی به هیچ1414نقل کریںشنید این سخن مرد نیکو نهادبخندید کای یار فرخ نژاد1515نقل کریںبد است این پسر طبع و خویش ولیکمرا زاو طبیعت شود خوی نیک1616نقل کریںچو زاو کرده باشم تحمل بسیتوانم جفا بردن از هر کسی1717نقل کریںتحمل چو زهرت نماید نخستولی شهد گردد چو در طبع رست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسگی پای صحرانشینی گزیدبه خشمی که زهرش ز دندان چکیدسعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 10 - حکایت در معنی عزت نفس مرداناگلی نظمکسی راه معروف کرخی بجستکه بنهاد معروفی از سر نخستسعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 12 - حکایت معروف کرخی و مسافر رنجور◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسگی پای صحرانشینی گزیدبه خشمی که زهرش ز دندان چکیدسعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 10 - حکایت در معنی عزت نفس مردان
اگلی نظمکسی راه معروف کرخی بجستکه بنهاد معروفی از سر نخستسعدی»بوستان»باب چهارم در تواضع»بخش 12 - حکایت معروف کرخی و مسافر رنجور