سعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 19 - حکایت دهقان در لشکر سلطانبخش 19 - حکایت دهقان در لشکر سلطانشاعر: سعدیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںرئیس دهی با پسر در رهیگذشتند بر قلب شاهنشهی22نقل کریںپسر چاوشان دید و تیغ و تبرقباهای اطلس، کمرهای زر33نقل کریںیلان کماندار نخجیر زنغلامان ترکش کش تیرزن44نقل کریںیکی در برش پرنیانی قباهیکی بر سرش خسروانی کلاه55نقل کریںپسر کان همه شوکت و پایه دیدپدر را به غایت فرومایه دید66نقل کریںکه حالش بگردید و رنگش بریختز هیبت به بیغولهای در گریخت77نقل کریںپسر گفتش آخر بزرگ دهیبه سرداری از سر بزرگان مهی88نقل کریںچه بودت که ببریدی از جان امیدبلرزیدی از باد هیبت چو بید؟99نقل کریںبلی، گفت سالار و فرماندهمولی عزتم هست تا در دهم1010نقل کریںبزرگان از آن دهشت آلودهاندکه در بارگاه ملک بودهاند1111نقل کریںتو، ای بی خبر، همچنان در دهیکه بر خویشتن منصبی مینهی1212نقل کریںنگفتند حرفی زبان آورانکه سعدی نگوید مثالی بر آن1313نقل کریںمگر دیده باشی که در باغ و راغبتابد به شب کرمکی چون چراغ1414نقل کریںیکی گفتش ای کرمک شب فروزچه بودت که بیرون نیایی به روز؟1515نقل کریںببین کآتشی کرمک خاکزادجواب از سر روشنایی چه داد1616نقل کریںکه من روز و شب جز به صحرا نیمولی پیش خورشید پیدا نیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمره عقل جز پیچ بر پیچ نیستبر عارفان جز خدا هیچ نیستسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 18 - گفتار در معنی فنای موجودات در معرض وجود باریاگلی نظمثنا گفت بر سعد زنگی کسیکه بر تربتش باد رحمت بسیسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 20 - حکایت◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبحمیدرضا محمدیامیر اثنی عشریمهدا جهان پنج سالهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمره عقل جز پیچ بر پیچ نیستبر عارفان جز خدا هیچ نیستسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 18 - گفتار در معنی فنای موجودات در معرض وجود باری
اگلی نظمثنا گفت بر سعد زنگی کسیکه بر تربتش باد رحمت بسیسعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 20 - حکایت