صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »بوستان
  3. »باب سوم در عشق و مستی و شور
  4. »بخش 19 - حکایت دهقان در لشکر سلطان

بخش 19 - حکایت دهقان در لشکر سلطان

شاعر: سعدی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11
رئیس دهی با پسر در رهی
گذشتند بر قلب شاهنشهی
22
پسر چاوشان دید و تیغ و تبر
قباهای اطلس، کمرهای زر
33
یلان کماندار نخجیر زن
غلامان ترکش کش تیرزن
44
یکی در برش پرنیانی قباه
یکی بر سرش خسروانی کلاه
55
پسر کان همه شوکت و پایه دید
پدر را به غایت فرومایه دید
66
که حالش بگردید و رنگش بریخت
ز هیبت به بیغوله‌ای در گریخت
77
پسر گفتش آخر بزرگ دهی
به سرداری از سر بزرگان مهی
88
چه بودت که ببریدی از جان امید
بلرزیدی از باد هیبت چو بید؟
99
بلی، گفت سالار و فرماندهم
ولی عزتم هست تا در دهم
1010
بزرگان از آن دهشت آلوده‌اند
که در بارگاه ملک بوده‌اند
1111
تو، ای بی خبر، همچنان در دهی
که بر خویشتن منصبی می‌نهی
1212
نگفتند حرفی زبان آوران
که سعدی نگوید مثالی بر آن
1313
مگر دیده باشی که در باغ و راغ
بتابد به شب کرمکی چون چراغ
1414
یکی گفتش ای کرمک شب فروز
چه بودت که بیرون نیایی به روز؟
1515
ببین کآتشی کرمک خاکزاد
جواب از سر روشنایی چه داد
1616
که من روز و شب جز به صحرا نیم
ولی پیش خورشید پیدا نیم
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ره عقل جز پیچ بر پیچ نیست

بر عارفان جز خدا هیچ نیست

سعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 18 - گفتار در معنی فنای موجودات در معرض وجود باری

اگلی نظم

ثنا گفت بر سعد زنگی کسی

که بر تربتش باد رحمت بسی

سعدی»بوستان»باب سوم در عشق و مستی و شور»بخش 20 - حکایت

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00