رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 24غزل شمارهٔ 24شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: ارراصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را؟خون بارد این چشمان که تا بینم من آن گلزار را2نقل کریںخورشید چون افروزدم تا هجر کمتر سوزدمدل حیلتی آموزدم کز سر بگیرم کار را3نقل کریںای عقل کلِ ذوفنون تعلیم فرما یک فسونکز وی بخیزد در درون رحمی نگارین یار را4نقل کریںچون نور آن شمع چگل میدرنیابد جان و دلکی داند آخر آب و گل دلخواه آن عیار را5نقل کریںجبریل با لطف و رشد عجل سمین را چون چشداین دام و دانه کی کشد عنقای خوش منقار را6نقل کریںعنقا که یابد دام کس؟ در پیش آن عنقا مگسای عنکبوت عقل بس، تا کی تنی این تار را؟7نقل کریںکو آن مسیح خوش دمی بیواسطه مریم یمیکز وی دل ترسا همی پاره کند زنار را8نقل کریںدجال غم چون آتشی گسترد ز آتش مفرشیکو عیسیِ خنجرکشی دجال بدکردار را9نقل کریںتن را سلامتها ز تو جان را قیامتها ز توعیسی علامتها ز تو وصل قیامتوار را10نقل کریںساغر ز غم در سر فتد چون سنگ در ساغر فتدآتش به خار اندر فتد چون گل نباشد خار را11نقل کریںماندم ز عذرا وامقی چون من نبودم لایقیلیکن خمار عاشقی در سر دل خمار را12نقل کریںشطرنج دولت شاه را صد جان به خرجش راه راصد که حمایل کاه را صد درد دردی خوار را13نقل کریںبینم به شه واصل شده می از خودی فاصل شدهوز شاه جان حاصل شده جانها در و دیوار را14نقل کریںباشد که آن شاهِ حرون زان لطفِ از حدها برونمنسوخ گرداند کنون آن رسم استغفار را15نقل کریںجانی که رو این سو کند با بایزید او خو کندیا در سنایی رو کند یا بو دهد عطار را16نقل کریںمخدوم جان کز جام او سرمست شد ایام اوگاهی که گویی نام او لازم شمر تکرار را17نقل کریںعالی خداوند شمس دین تبریز از او جان زمینپرنور چون عرش مکین کاو رشک شد انوار را18نقل کریںای صد هزاران آفرین بر ساعت فرخترینکان ناطق روح الامین بگشاید آن اسرار را19نقل کریںدر پاکی بیمهر و کین در بزم عشق او نشیندر پرده منکر ببین آن پرده صدمسمار را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مهاکز چشم من دریای خون جوشان شد از جور و جفارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 23اگلی نظممن دی نگفتم مر تو را کای بینظیر خوش لقاای قد مه از رشک تو چون آسمان گشته دوتارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 25آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبسهیل قاسمیآرش خیرآبادیسیده سحر حسینیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مهاکز چشم من دریای خون جوشان شد از جور و جفارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 23
اگلی نظممن دی نگفتم مر تو را کای بینظیر خوش لقاای قد مه از رشک تو چون آسمان گشته دوتارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 25