رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 718غزل شمارهٔ 718شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: اریدہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: قصیدهصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآخر گهر وفا بباریدآخر سر عاشقان بخارید2نقل کریںما خاک شما شدیم در خاکتخم ستم و جفا مکارید3نقل کریںبر مظلومان راه هجراناین ظلم دگر روا مدارید4نقل کریںای زُهرهییان به بامِ این مهبر پرده زیر و بم بزارید5نقل کریںیا نیز شما ز درد دوریهمچون من خسته دلفکارید؟6نقل کریںمحروم نماند کس از این درما را به کسی نمیشمارید7نقل کریںآن درد که کوه از او چو ذرهستبر ذره گکی چه میگمارید؟8نقل کریںای قوم که شیرگیر بودیتآن آهو را کنون شکارید9نقل کریںزان نرگس مست شیرگیرشبیخمر وصال در خمارید10نقل کریںزان دلبر گلعذار اکنونبس بیدل و زعفران عذارید11نقل کریںبا این همه گنج نیست بیرنجبر صبر و وفا قدم فشارید12نقل کریںمردانه و مردرنگ باشیدگر در ره عشق مرد کارید13نقل کریںچون عاشق را هزار جانستبی صرفه و ترس جان سپارید14نقل کریںجان کم ناید ز جان مترسیدکاندر پی جان کامکارید15نقل کریںعشقست حریف حیلهآموزگَرد از دغل و حیل برآرید16نقل کریںدر عشق حلال گشت حیلهدر عشق رهین صد قمارید17نقل کریںحقست اگر ز عشق آن سروبا جمله گلرخان چو خارید18نقل کریںحقست اگر ز عشق موسیبر فرعونان نفس مارید19نقل کریںجان را سپر بلاش سازیدکاندر کف عشق ذوالفقارید20نقل کریںدر صبر و ثبات کوه قافیدچون کوه حلیم و باوقارید21نقل کریںچون بحر نهان به مظهر آیدماننده موج بیقرارید22نقل کریںهنگام نثار و درفشانیچون ابر به وقت نوبهارید23نقل کریںدر تیر شهیت اگر شهیدیتدر پیش مهیت اگر غبارید24نقل کریںپاینده و تازه همچو سرویدچون شاخِ بلندِ میوهدارید25نقل کریںز آسیب درخت او چو سیبیدچون سیب درخت سنگسارید26نقل کریںگر سنگدلان زنندتان سنگبا گوهر خویش یار غارید27نقل کریںچون دامن در پیش دوانیدگر همچو سجاف بر کنارید28نقل کریںچون همسفرید با مه خویشپیوسته چو چرخ در دوارید29نقل کریںهم عشق شما و هم شما عشقبا اشتر عشق هممهارید30نقل کریںگر نقبزنست نفس و دزدستآخر نه در این حصین حصارید؟31نقل کریںاز عشق خورید باده و نقلگر مقبل وگر حلالخوارید32نقل کریںدیدیت کهتان همینگارددیگر چه خیال مینگارید؟33نقل کریںاوتان به خود اختیار کردهستچه در پی جبر و اختیارید؟34نقل کریںمحکوم یک اختیار باشیدگر عاشق و اهل اعتبارید35نقل کریںخاموش کنم اگر چه با مندر نطق و سکوت سازوارید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن کس که به بندگیت آیدبا او تو چنین کنی نشایدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 717اگلی نظمای اهل صبوح در چه کاریدشب میگذرد روا مداریدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 719زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای همنفسان که پیش یاریداین شکر چرا نمی گذارید؟امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 583ای اهل صبوح در چه کاریدشب میگذرد روا مداریدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 719آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور