صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1422

غزل شمارهٔ 1422

شاعر: رومی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ارمیگردم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: حسین رستگار
Toggle stanza 1
11
طواف حاجیان دارم به گرد یار می‌گردم
نه اخلاق سگان دارم نه بر مردار می‌گردم

I circumambulate with the pilgrims, I circle around the Beloved; I have not the character of dogs, I do not go around carrion.

22
مثال باغبانانم نهاده بیل بر گردن
برای خوشه خرما به گرد خار می‌گردم

I am like a gardener; shovel laid on my neck, searching for a cluster of dates I go around the thorns—

33
نه آن خرما که چون خوردی شود بلغم کند صفرا
ولیکن پر برویاند که چون طیار می‌گردم

Not the kind of dates which, when you have eaten them, turn to phlegm and make one bilious, but the kind that makes wings to grow so that I circle like T. aiy¯ar.

44
جهان مارست و زیر او یکی گنجی است بس پنهان
سر گنجستم و بر وی چو دم مار می‌گردم

The world is a snake, and below it is a treasure very hidden; I am on top of the treasure, and circle about it like the tail of a snake.

55
ندارم غصه دانه اگر چه گرد این خانه
فرورفته به اندیشه چو بوتیمار می‌گردم

I am not grieving for a grain, though about this house I circle deep in thought like the heron.

66
نخواهم خانه‌ای در ده نه گاو و گله فربه
ولیکن مست سالارم پی سالار می‌گردم

I do not seek a house in the village, neither ox and fat herd, but I am intoxicated with the Prince and circle seeking the Prince.

77
رفیق خضرم و هر دم قدوم خضر را جویان
قدم برجا و سرگردان که چون پرگار می‌گردم

I am the companion of Khid.ar and momently seek his approach, foot fast and circling, for like compasses I circle.

88
نمی‌دانی که رنجورم که جالینوس می‌جویم
نمی‌بینی که مخمورم که بر خمار می‌گردم

Do you not know that I am sick? For I am seeking Galen; do you not see that I am crop-sick? For I circle the vintner.

99
نمی‌دانی که سیمرغم که گرد قاف می‌پرّم
نمی‌دانی که بو بردم که بر گلزار می‌گردم

Do you not know that I am Simurgh? For I fly around Q¯af; do you not know that I have caught the scent? For I circle about the rosebower.

1010
مرا زین مردمان مشمر خیالی دان که می‌گردد
خیال ار نیستم ای جان چه بر اسرار می‌گردم

Count me not one of these men; recognize a phantom circling; if I am not a phantom, O soul, why do I circle about the secrets?

1111
چرا ساکن نمی‌گردم بر این و آن همی‌گویم
که عقلم برد و مستم کرد ناهموار می‌گردم

Why do I not become still? I beat about this and that, for he has unminded me and made me drunk, therefore I circle unevenly.

1212
مرا گویی مرو شپشپ که حرمت را زیان دارد
ز حرمت عار می‌دارم از آن بر عار می‌گردم

You say to me, “Go not so hurriedly, for that shows disrespect”; I am ashamed of respect, therefore I circle shame.

1313
بهانه کرده‌ام نان را ولیکن مست خبازم
نه بر دینار می‌گردم که بر دیدار می‌گردم

I made bread my pretext, but I am intoxicated with the baker; it is not about gold I circle, I circle about vision.

1414
هر آن نقشی که پیش آید در او نقاش می‌بینم
برای عشق لیلی دان که مجنون‌وار می‌گردم

In every image which confronts me I behold the engraver; know that it is for love of Lail¯a that like Majn¯un I circle.

1515
در این ایوان سربازان که سر هم درنمی‌گنجد
من سرگشته معذورم که بی‌دستار می‌گردم

In this palace of self-sacrificers in which is not contained even the head, I, bewildered, am pardonable if I circle without a turban.

1616
نیم پروانه آتش که پر و بال خود سوزم
منم پروانه سلطان که بر انوار می‌گردم

I am not a flame-moth burning my wings and pinions, I am a moth of the King, for I circle about the lights.

1717
چه لب را می‌گزی پنهان که خامش باش و کمتر گوی
نه فعل و مکر توست این هم که بر گفتار می‌گردم

Why do you bite my lips privily saying, “Be silent, do not speak”? Is it not your doing, your craft too that I circle about speech?

1818
بیا ای شمس تبریزی شفق‌وار ارچه بگریزی
شفق وار از پی شمست بر این اقطار می‌گردم

Come, Shams-i Tabr¯ız¯ı, like twilight although you flee; like twilight in the track of your sun I circle about these lands.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بیا بشنو که من پیش و پس اسبت چرا گردم

ازیرا نعل اسبت را به هنگام چرا گردم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1421

اگلی نظم

تو تا دوری ز من جانا چنین بی‌جان همی‌گردم

چو در چرخم درآوردی به گردت زان همی‌گردم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1423

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

نه بر صحرا نظر دارم نه در گلزار می‌گردم

بهار فرصت رنگم به گرد یار می‌گردم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2082

شبی صدبار بر گرد دل افکار می‌گردم

به بوی یوسفی بر گرد این بازار می‌گردم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5506

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00