رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1595غزل شمارهٔ 1595شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ونتاختیمصنف: غزلصداکاران: عندلیب، محسن لیلهکوهیآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںسر قدم کردیم و آخر سوی جیحون تاختیمعالمی برهم زدیم و چست و بیرون تاختیم2نقل کریںچون براق عشق عرشی بود زیر ران ماگنبدی کردیم و سوی چرخ گردون تاختیم3نقل کریںعالم چون را مثال ذرهها برهم زدیمتا به پیش تخت آن سلطان بیچون تاختیم4نقل کریںفهم و وهم و عقل انسان جملگی در ره بریختچونک از شش حد انسان سخت افزون تاختیم5نقل کریںچونک در سینور مجنونان آن لیلی شدیمسرکش آمد مرکب و از حد مجنون تاختیم6نقل کریںنفس چون قارون ز سعی ما درون خاک شدبعد از آن مردانه سوی گنج قارون تاختیم7نقل کریںدشت و هامون روح گیرد گر بیابد ذرهایز آنچ ما از نور او در دشت و هامون تاختیم8نقل کریںبس صدفهای چو گوهر زیر سنگی کوفتیمتا به سوی گنجهای در مکنون تاختیم9نقل کریںسوی شمع شمس تبریزی به بیشه شیر جانبوده پروانه نپنداری که اکنون تاختیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمایها العشاق آتش گشته چون استارهایملاجرم رقصان همه شب گرد آن مه پارهایمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1594اگلی نظمچون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیمیار تنهاماندگان را دم به دم می خواندیمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1596آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمایها العشاق آتش گشته چون استارهایملاجرم رقصان همه شب گرد آن مه پارهایمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1594
اگلی نظمچون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیمیار تنهاماندگان را دم به دم می خواندیمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1596