رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1452غزل شمارهٔ 1452شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: ردمصنف: غزلصداکاران: عندلیب، علیرضا بخشی زاده روشنفکرآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںساقی چو شه من بد بیش از دگران خوردمبرگشت سر از مستی تخلیط و خطا کردم2نقل کریںآن ساقی بایستم چون دید که سرمستمبگرفت سر دستم بوسید رخ زردم3نقل کریںگفتم که تو سلطانی جانی و دو صد جانیتو خود نمکستانی شوری دگر آوردم4نقل کریںاز جام می خالص پرعربده شد مجلساز عربده کی ترسم من عربده پروردم5نقل کریںبیاو نکنم عشرت گر تشنه و مخمورمجفت نظرش باشم گر جفتم وگر فردم6نقل کریںمن شاخ ترم اما بیباد کجا رقصممن سایه آن سروم بیسرو کجا گردم7نقل کریںنور دل ابر آمد آن ماه اگر ابرمشاه همه مردان است آن شاه اگر مردم8نقل کریںمی رفت شه شیرین گفتم نفسی بنشینای مستی هر جزوم ای داروی هر دردم9نقل کریںخورشید حمل کی بود ای گرمی تو بیحدای محو شده در تو هم گرمم و هم سردم10نقل کریںدر کاس تو افتادم کز باده تو شادمدر طاس تو افتادم چون مهره آن نردم11نقل کریںساکن شوم از گفتن گر اوم نشوراندزیرا که سوار است او من در قدمش گردم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر تو بنمی خسپی بنشین تو که من خفتمتو قصه خود می گو من قصه خود گفتمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1451اگلی نظمدر آینه چون بینم نقش تو به گفت آرمآیینه نخواهد دم ای وای ز گفتارمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1453آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبعلیرضا بخشی زاده روشنفکرآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر تو بنمی خسپی بنشین تو که من خفتمتو قصه خود می گو من قصه خود گفتمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1451
اگلی نظمدر آینه چون بینم نقش تو به گفت آرمآیینه نخواهد دم ای وای ز گفتارمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1453