رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2088غزل شمارهٔ 2088شاعر: رومیوزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)قافیہ: انصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںببردی دلم را بدادی به زاغانگرفتم گروگان خیالت به تاوان2نقل کریںدرآیی درآیم بگیری بگیرمبگویی بگویم علامات مستان3نقل کریںنشاید نشاید ستم کرد با منبرای گریبان دریدن ز دامان4نقل کریںبیاور بیاور شرابی که گفتیمگو که نگفتم مرنجان مرنجان5نقل کریںشرابی شرابی که دل جمع گرددچو دل جمع گردد شود تن پریشان6نقل کریںنخواهم نخواهم شرابی بهاییاز آن بحر بگشا شراب فراوان7نقل کریںز تو باده دادن ز من سجده کردنز من شکر کردن ز تو گوهرافشان8نقل کریںچنانم کن ای جان که شکرم نماندوظیفه بیفزا دو چندان سه چندان9نقل کریںبجوشان بجوشان شرابی ز سینهبهاری برآور از این برگ ریزان10نقل کریںخرابم کن ای جان که از شهر ویرانخراجی نجوید نه دیوان نه سلطان11نقل کریںخمش باش ای تن که تا جان بگویدعلی میر گردد چو بگذشت عثمان12نقل کریںخمش کردم ای جان بگو نوبت خودتوی یوسف ما توی خوب کنعان◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبگویم مثالی از این عشق سوزانیکی آتشی در نهانم فروزانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2087اگلی نظمتنت زین جهان است و دل زان جهانهوا یار این و خدا یار آنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2089آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور