رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2453غزل شمارهٔ 2453شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: ارییصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبویی ز گردون میرسد با پرسش و دلدارییاز دام تن وا میرهد هر خسته دل اشکاریی2نقل کریںهر مرغ صدپر میشود سوی ثریا میپردهر کوه و لنگر زین صلا دارد دگر رهواریی3نقل کریںمرغان ابراهیم بین با پاره پاره گشتگیاجزای هر تن سوی سر برداشته طیاریی4نقل کریںای جزو چون بر میپری چون بیپری و بیسریگفتا شکفته میشوم اندر نسیم یاریی5نقل کریںدر شهر دیگر نشنوی از غیر سرنا نالهایاز غیر چنگی نشنوی در هیچ خانه زاریی6نقل کریںطنبور دل برداشته لا عیش الا عیشنازنبور جان آموخته زین انگبین معماریی7نقل کریںامروز ساقی کرم دریاعطای محتشمآمیخته با بندگان بینخوت و جباریی8نقل کریںامروز رستیم ای خدا از غصه آنک قضادر گوش فتنه دردمد هر لحظهای مکاریی9نقل کریںراقی جان در میدمد چون پور مریم رقیهایساقی ما هم میکند چون شیر حق کراریی10نقل کریںگر درک بت را بشکند صد بت تراشد در عوضور بشکند دو سه سبو کم نیستش فخاریی11نقل کریںای بلبل ار چه یافتی از دولت گل لحن خوشزینهار فراموشت شود در انس کم گفتاریی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای دل نگویی چون شدی ور عشق روزافزون شدیگاهی ز غم مجنون شدی گاهی ز محنت خون شدیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2452اگلی نظمعیش جهان پیسه بود گاه خوشی گاه بدیعاشق او شو که دهد ملکت عیش ابدیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2454آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای دل نگویی چون شدی ور عشق روزافزون شدیگاهی ز غم مجنون شدی گاهی ز محنت خون شدیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2452
اگلی نظمعیش جهان پیسه بود گاه خوشی گاه بدیعاشق او شو که دهد ملکت عیش ابدیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2454