رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 766غزل شمارهٔ 766شاعر: رومیوزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیہ: ازگرددصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںخضری که عمر ز آبت بکشد دراز گردددر مرگ برخورنده ابدا فراز گردد22نقل کریںچو نظر کنی به بالا سوی آسمان اعلادو هزار در ز رحمت ز بهشت باز گردد33نقل کریںچو فتاد سایه تو سوی مفسدان مجرمهمه جرمهای ایشان چله و نماز گردد44نقل کریںچو رکاب مصطفایی سوی عفو روی آرددو هزار بولهب هم خوش و پرنیاز گردد55نقل کریںچو دو دست همچو بحرت به کرم گهرفشان شدرخ چون زرم زر آرد که به گرد گاز گردد66نقل کریںکف توست کیمیایی لب بحر کبریاییچه عجب که نیم حبه ز کفت رکاز گردد77نقل کریںدو هزار جان و دیده ز فزع عنان کشیدهچو صلای وصل آید گه ترکتاز گردد88نقل کریںهمه زهر دین و دنیا ز تو شهد و نوش آمدغم و درد سینه سوزان ز تو دلنواز گردد99نقل کریںهمه دامن تو گیرد دل و این قدر نداندکه به گرد شیر آهو به صد احتراز گردد1010نقل کریںدر وصل چون ببستی و به لامکان نشستیز کجا رسد گشایش چو دری فراز گردد1111نقل کریںخمش و سخن رها کن جز اله را تو لا کنبه فنا چو ساز گیری همه کارساز گردد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهله نومید نباشی که تو را یار براندگرت امروز براند نه که فردات بخواند؟رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 765اگلی نظمصنما جفا رها کن کرم این روا نداردبنگر به سوی دردی که ز کس دوا نداردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 767◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهله نومید نباشی که تو را یار براندگرت امروز براند نه که فردات بخواند؟رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 765
اگلی نظمصنما جفا رها کن کرم این روا نداردبنگر به سوی دردی که ز کس دوا نداردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 767