رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2288غزل شمارهٔ 2288شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: انمصادرهصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںشحنه عشق میکشد از دو جهان مصادرهدیده و دل گرو کنم بهر چنان مصادره22نقل کریںاز سبب مصادره شحنه عشق رهزندپس بر عاشقان شود راحت جان مصادره33نقل کریںداد جگر مصادره از خود لعل پارههاجانب دیده پارهای رفت از آن مصادره44نقل کریںعشق شهی است چون قمر کیسه گشا و سیم برسیم بده به سیم بر نیست زیان مصادره55نقل کریںهر چه برد مصادره از تن عاشقان گروبازرسد به کوی دل نورفشان مصادره66نقل کریںفصل بهار را ببین جمله به باغ وادهدآنچ ز باغ برده بد ظلم خزان مصادره77نقل کریںبخشش آفتاب بین بازدهد قماش مههر چه ز ماه میستد دور زمان مصادره88نقل کریںدیده و عقل و هوش را شب به مصادره بردصبحدمی ندا کند بازستان مصادره99نقل کریںنور سحر بریخته زنگیکان گریختهگرچه شب آفتاب را کرد نهان مصادره◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآمد یار و بر کفش جام میی چو مشعلهگفت بیا حریف شو گفتم آمدم هلهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2287اگلی نظمدایم پیش خود نهی آینه را هرآینهز آنک نظیر نیستت جز که درون آینهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2289◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآمد یار و بر کفش جام میی چو مشعلهگفت بیا حریف شو گفتم آمدم هلهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2287
اگلی نظمدایم پیش خود نهی آینه را هرآینهز آنک نظیر نیستت جز که درون آینهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2289