رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2065غزل شمارهٔ 2065شاعر: رومیوزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیہ: یزمنصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںباز درآمد ز راه فتنه برانگیز منباز کمر بست سخت یار به استیز من22نقل کریںمطبخ دل را نگار باز قباله گرفتمیشکند دیگ من کاسه و کفلیز من33نقل کریںخانه خرابی گرفت ز آنک قنق زفت بودهیچ نگنجد فلک در در و دهلیز من44نقل کریںراه قنق را گرفت غیرت و گفتش مروجمله افق را گرفت ابر شکرریز من55نقل کریںسر کن ای بوالفضول ای ز کشاکش ملولجاذبه خیزان او منگر در خیز من66نقل کریںمنت او را که او منت و شکر آفریدکز کف کفران گذشت مرکب شبدیز من77نقل کریںرست رخم از عبس کاسه ز ننگ عدسآخر کاری بکرد اشک غم آمیز من88نقل کریںاصل همه باغها جان همه لاغهاچیست اگر زیرکی لاغ دلاویز من99نقل کریںای خضر راستین گوهر دریاست ایناز تو در این آستین همچو فراویز من1010نقل کریںچونک مرا یار خواند دست سوی من فشاندتیز فرس پیش راند خاطر سرتیز من1111نقل کریںچند نهان میکنم شمس حق مغتنمخواجگیی میکند خواجه تبریز من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمباز فروریخت عشق از در و دیوار منباز بِبُرید بند، اشتر کین دار منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2064اگلی نظمباز برآمد ز کوه خسرو شیرین منباز مرا یاد کرد جان و دل و دین منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2066◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمباز فروریخت عشق از در و دیوار منباز بِبُرید بند، اشتر کین دار منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2064
اگلی نظمباز برآمد ز کوه خسرو شیرین منباز مرا یاد کرد جان و دل و دین منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2066